شمس الدين محمد بن محمود آملي
466
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
نيز ميتوان امتحان كرد چنان كه در مطولات مسطور است . فصل چهارم در شناختن طالع از ارتفاع و ارتفاع از طالع چون خواهند كه از ارتفاع طالع معلوم كنند درجهء آفتاب را از منطقة البروج طلب نمايد و همچنين مفنطره ارتفاعى را كه گرفته باشند از مقنطرات صفيحه از يمين يا يسار و درجهء آفتاب بر آن ارتفاع نهند و بنگرند تا بر افق شرقى از درجات منطقة البروج كدام درجه افتاده است آن درجه طالع وقت بوده و اگر بشب باشد مرى كوكب را كه ارتفاع او گرفته باشند بر مقنطره ارتفاع او نهند و بنگرند كه كدام درجه از منطقة البروج بر افق شرقى افتاده است آن درجهء طالع بود درين عمل در اسطرلابهاى غير تام گاه باشد كه درجه آفتاب را علامت معين نبود بواسطه آنكه ميان دو خط افتاده است . و همچنين گاه باشد كه مقنطره بر صفحه كشيده باشد كه موافق ارتفاع ماخوذ نيفتد بلكه آن ارتفاع در ميان دو مقنطره باشد و همچنين گاه باشد كه درجهء طالع ميان دو خط از اجزاى بروج واقع باشد و درين اوضاع اگر آن تفاوت را بقياس بگيرند بتقريب بعيد نباشد . اما اگر خواهند كه بنوعى از حساب معلوم كنند تعديل بايد كرد و تعديل موضع آفتاب چنان بايد كرد كه آن دو خط را كه آفتاب ميان هر دو افتاده باشد معلوم كنند و اول خط از آن هر دو بر مقنطره از مقنطرات ارتفاع نهند و مرى راس الجدى يعنى جزوى را كه مقابل آن باشد از اجزاى حجره نشان كنند و باز خط دويم را هم بر آن مقنطره نهند و مرى نشان كنند ميان هر دو نشان از اجزاى حجره به شمرند آنچه يابند آن را اجزاى تعديل نام نهند . پس بنگرند تا ما بين خط اول و موضع آفتاب چند درجه است و آن درجات را در اجزاى تعديل ضرب كنند و حاصل را بر تفاوت اجزاى منطقه كه آن شش