شمس الدين محمد بن محمود آملي
441
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و سبعست با واحدى يعنى نسبت 22 با 7 . پس قطره داير را به آن واحد تقدير كنند كه چند از آنست و آن مبلغ را در 3 و سبعى ضرب كنند و آنچه حاصلشود مساحت محيط او باشد و بعضى ريسمان را بر او تطبيق كنند و بعد از آن ريسمان را بدان واحد تقدير كنند و برين گونه تفدير ساير خطوط منحنيه توان كرد و اما مساحت سطوح اگر آن سطح مثلث باشد و قايم الزاويه يكى از دو ضلع قائمهء را در نصف ضلع دگر ضرب كنند آنچه حاصلشود مساحت او باشد و اگر منفرجه الزاويه باشد عمودى را كه مخرج شود از زاويه منفرجه بر ضلعيكه موتر آن بود در نصف آنضلع ضرب كنند يا بالعكس آنچه حاصلشود مساحت او باشد و اگر حاد الزوايا باشد عمودى را كه مخرج شود از هر زاويه بر وتر او در نصف آن وتر ضرب كنند يا به عكس حاصل مساحت او باشد . و اگر سطح مربع باشد احد اضلاع او را در نفس خود ضرب كنند مساحت او باشد . و اگر مستطيل باشد طول او را در عرض ضرب كنند مساحت او حاصلشود و اگر طول و عرض مجهول باشند و فضل ميان هر دو معلوم مربع فضل از مربع قطر او بيندازند نصف باقى مساحت باشد . و اگر سطح به شكل معين باشد احد قطرين او را در نصف ديگرى ضرب كنند حاصل مساحت او باشد و جذر مربع نصف هر دو قطر او ضلعى از اضلاع او باشد و چون تفاوت ميان مربع احد اضلاع و مربع نصف احد القطرين بستانند و جذر مبلغ را مضاعفكنند قطر دگر او باشد . مثلا معينى است كه هر ضلع او ده ذراعست و يك قطر او دوازده مربع نصف قطر 36 باشد و اين مبلغ را از مربع ضلع او بيندازند 64 باقيمانده جذر او 8 باشد كه نصف قطر ديگر بود . پس او 16 بود و مضروب او در 6 كه نصف قطر ديگر است 96 باشد و اين مساحت او بود و هرگاه كه ضعف مربع ضلع زياده از مربع قطر باشد