شمس الدين محمد بن محمود آملي

439

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و هر چه غير اين‌ها بود اشكال ذوات اضلاع اربعه ميخوانند و خطيرا كه هر دو زاويهء متقابله را از هر يكى ازين اشكال قسمت كنند قطر خوانند و اشكاليرا كه خطوط از چهار متجاوز بود كثير الاضلاع گويند همچو مخمس و مسدس و مسبع و غير آن : چندانكه اعتبار ممكن باشد و اگر بشكلى دو دايره متساوى محيط شوند و سطحى ميان هر دو باشد بوجهيكه اگر خط مستقيمى را كه و اصل باشد ميان هر دو محيط دايره از يك جهت بگردانند در جميع دوره مماس سطحشود شكل استوانه مستديره حادث شود و خطيكه و اصل باشد ميان هر دو مركز دايره سهم او باشد و هر يكى از دو دايره قاعدهء او . پس اگر سهم عمود باشد بر قاعده استوانه قائمه باشد و اگر مايل باشد مايله و اگر محيط باشد بشكلى يك دايره و سطحى صنوبريكه از محيط او متضايق شود تا نقطهء بوجهيكه اگر خط مستقيم را كه و اصل باشد ميان نقطه و محيط دايره بگردانند مماس سطحشود در جميع دورهء شكل مخروطى حادث شود و دايره قاعده او باشد و خط و اصل ميان نقطه و مركز قاعده سهم او پس اگر آن سهم عمود باشد برو مخروط قايم بود و الا مايل