شمس الدين محمد بن محمود آملي
426
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
رطل چند باشد نسبت 100 با ثمن او كه دوازده است همچو نسبت 5 باشد با ثمن او و مجهول در اين صورت تالى دويم استكه ثمن 5 رطل است . پس احد الوسطين را كه آن دوازده است در دويم كه آن 5 است ضربكنند تا 60 حاصل شود و آن را بر طرف اول كه صد است قسمت كنند سه خمس درهمى بيرون آيد كه مطلوب است . و اگر گويند كه صد رطل به دوازده درهم است چند رطل به پنج درهم باشد طرف اول را در طرف دويم ضرب كنند تا پانصد حاصلشود و آن را به 12 قسمت كنند 41 و دو ثلث بيرون آيد كه مطلوب باشد . و اگر گويند كه اجيريست كه اجرت او در ماهى پنج درهم است در دوازده روز چند باشد مجهول طرف اخير است احد الوسطين كه پنج است در ديگريكه دوازده است ضرب كنند و حاصلرا كه شصت است بر اول كه عدد ايام ما هست يعنى سى قسمت كنند دو بيرون آيد و اگر گويند اجيريست كه اجرت او ماهى پنج درهم است بيك درهم و نيم چند روز باشد مجهول احد الوسطين است كه سيم است عدد ايام ماه در يك درهم و نصفى ضرب كنند تا 45 حاصل شود و بر 5 قسمت كنند 9 بيرون آيد كه مطلوب باشد . و اگر گويند اجيرى استكه كه اگر يك ماه تمام كار مىكند دوازده درهم مىستاند و اگر در يك ماه هيچ كار نكند شش درهم غرامت ميكشد چند روز كار كند كه اگر بيرون رود سر بسر باشد يعنى نه چيزى ستاند و نه غرامت كشد اين صورت چنان استكه پرسند كه اجرت او در ماه 18 درهم « 1 » است و كار كرد چندانكه مستحق
--> ( 1 ) چون اگر كار كند 12 درهم ميگيرد و شش درهم غرامت از او دفع مىشود پس گويا 18 درهم گرفته است و اگر ده روز كار كند 4 درم اجرت او است و دو درم غرامت از او دفع مىشود و براى بيست روز كه كار نكرده همان چهار درهم را بغرامت ميدهد .