شمس الدين محمد بن محمود آملي

420

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

باب دويم در قسمت قسمت تحصيل مقداريست كه نسبت او با واحد همچو نسبت مقسوم باشد با مقسوم عليه . و بعضى گفتند طلب ما فى المقسوم عليه من امثال المقسوم پس اگر قسمت صحاح بر صحاح كنند عددى بگيرند كه چون در مقسوم عليه ضرب كنند اسقاط حاصل از مقسوم ممكن باشد : و حينئذ اگر بعد از اسقاط چيزى باقى نماند خود مطلوب همان مقدار باشد و اگر باقى ماند اگر كمتر از مقسوم عليه باشد نسبت كنند و به همان نسبت از واحد بستانند و خارج از نسبت با آنمقدار مأخوذ ضم كنند مطلوب آن باشد چنان كه چون خواهند پنجاه را بر 6 قسمت كنند بگيرند 8 را و در 6 ضرب كنند و مقدار حاصلرا از مقسوم اسقاط كنند و باقيماند نسبت او با مقسوم عليه بثلث است ثلث واحدى را با 8 ضم كنند مطلوب آن باشد . و اگر بيشتر از مقسوم عليه باشد مقدار ديگر طلب كنند و درو ضرب كنند و حاصلرا از آن باقى اسقاط كنند . و همچنين تا مقسوم فانى شود يا كمتر از مقسوم عليه بماند و آن را به او نسبت دهند و به همان نسبت از واحدى اخذ كنند و خارج از نسبت با آن مقادير ماخوذ ضم كنند آن مجموع مطلوب باشد . چنان كه چون خواهند 680 را بر 12 قسمت كنند بستانند پنجاه را و در 12 ضرب كنند و حاصلرا كه 600 باشد از مقسوم اسقاط كنند 80 باقى ماند بستانند 6 را در 12 ضرب كنند و حاصل آن را كه 72 باشد از 80 اسقاط كنند 8 باقى ماند نسبت او با 12 بثلثين باشد ثلثين واحد را با 56 ضم كنند مطلوب آن باشد وجهى ديگر بستانند از مقسوم به قدر واحد با مقسوم عليه ، چنان كه چون خواهند چهلرا