شمس الدين محمد بن محمود آملي
403
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و بصر ادراك تماس نيز كند و فرق ميان تماس و اتصال آنست كه در تماس حكم با ثنينيت كند دون اتصال . و اما عدد را باستدلال ادراك كند چه هرگاه مبصرات متفرقه را در يكوقت دريابد كثرترا در يافته باشد و حينئذ مميز از آنجا عدد را ادراك كند و اما حركتيرا كه بصر ادراك كند حركت اينى و وضعى بود و ادراك آن از تبدل وضع متحرك باشد دو زمان و آن يا از قياس مبصرى بود يا مبصرات متعدد . چنان كه ادراك مبصريكند مسامت مبصرى پس مبصرى ديگر و على هذا چه آنجا به حركت او احساس كند يا از قياس با مبصر واحد چنان كه ادراك او كند بر وضعيكه كه او را با آن حاصل شود بعد از آن آنوضع متبدل شود بقرب و بعد ازو و غير ان يا از قياس با نفس مبصر چنان كه مبصر در جهتى باشد و بعد از آن با جهتى ديگر منتقل شود با آنكه بصر همچنان در جاى خود ثابت بود . چه اينجا به حركت مكانى احساس كند يا آنكه ثبات وضع او را بقياس با بصر و حركت او ادراك كند . و اما سكون از ادراك مبصر مدرك شود چون او را زمانى بر وضع واحد با كيفيت و كميت واحد احساس كند . و اما خشونت كه اختلاف وضع اجزاى سطح جسمى است بحسب اغلب از اختلاف هيات ضوئيكه در سطح مبصر افتد مدركشود چه هرگاه كه بعضى از اجزاء مبصر مرتفعشود و بعضى منحفض ظل مرتفع بحسب اغلب بر منحفض افتد و حينئذ ضوء بر مرتفع قوىتر افتد كه منحفض و صور ضوء بر سطح مختلف شود و سطح املس را چون اجزاى متشابه الوضع باشد در حس ضوء در جميع متشابه بود و بصر صورت ضوء را در خشن و املس بكثرت مشاهده احساس كند . و اما ملاست را از صور ضوئى كه در سطوح اجسام املس افتد بعد از تامل ادراك كند و صقالت كه آن شدت ملاست است از پرتو ضوء و لمعان او در سطح مدرك شود .