شمس الدين محمد بن محمود آملي

376

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

حركت اولى و غير منطقهء بروج و او در شبانروزى پنجاه و نه دقيقه و هشت ثانيه حركت كند . سيم حركت جوز هر قمر حوالى مركز عالم بر منطقه بروج و هر دو قطب او در شبان روزى سه دقيقه و ده ثانيه حركت كند و اين حركت را حركت راس و ذنب خوانند . چهارم حركت فلك مايل قمر هم حوالى مركز عالم بر دو قطب و منطقه او غير معدل النهار و منطقة البروج و او شبان روزى يازده درجه و نه دقيقه حركت كند و اين حركت را حركت اوج قمر خوانند و مجموع حركاتيرا كه از مشرق به مغرب باشد حركت بر خلاف توالى خوانند بواسطه آنكه بر توالى بروج نباشد . و از قسم دويم يكى حركت فلك ثوابت است . و قدما حركت او را در نيافتند و معتقد ايشان آن بود كه حركت يومى از فلك ثوابت صادر مىشود . و ارسطو نيز برين بوده تا بعهد ابرخس كه او دريافت كواكبى كه بر حوالى بروج‌اند حركت ميكنند و برين هيچ زياده نكرد تا بطليموس بعد ازو ذكر كرد كه جميع حركت ميكنند و گفت فلك ثوابت در صد سال يكدرجه حركت كند چنان كه دورى بسى و شش هزار سال تمام كند و بعضى گفتند يكدرجه را به شصت و شش سال شمسى كه شصت و هشت سال قمرى باشد قطع كند چنان كه دورى ببيست و سه هزار و هفتصد و شصت سال تمام شود و جمعى همچو ابن اعلم و غير او گفتند يكدرجه در هفتاد سال قطع كند چنان كه دورى در بيست و پنجهزار و دويست تمام شود و اين مطابق رصد مراغه است اگر چه خواجه نصير الدين در بيشتر كتب خود چنين آورده است كه دورى به بيست و چهار هزار سال تمام كند و چون هر دو قطب او غير قطب عالم بود و حركت در جهت مختلف بناچار منطقه او مقاطع معدل النهار گردد چنان كه ياد كرده شود و اينحركت را حركت بطيئه و حركت ثانيه خوانند .