شمس الدين محمد بن محمود آملي

374

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و دويم فلك حامل تدوير ، و سيم تدوير و سبب احتياج قمر بفلك تدوير آنست كه چون او را در وقتى كه در حركت بطى مينمود گاه به زمين نزديك ميديدند و گاه دور و در وقتى كه سريع بودى همچنين ، دانستند كه اين اختلاف از جهت فلك خارج الذكر نتواند بود و الا در بطوء دائما قريب به زمين بودى و در سرعت بعيد ازو و سبب احتياج او به حامل تدوير آنست كه چون نصف قطر فلك تدوير را در تربيعات بزرگتر از آن مييافتند كه در اجتماعات و استقبالات دانستند كه بوقت اجتماع و استقبال در اوج است و در تربيع در حضيض و اين بيفلك خارج المركز كه حامل تدوير بود صورت نبندد و ظاهر است كه خارج المركز را ناچار است از فلكى ديگر موافق المركز و آن فلك مايل اوست و اما احتياج باثبات فلك جوزهر بواسطه آنست كه چون قمر را بر مدارى غير مدار شمس متحرك ميافتند و در دو موضع متقابل متقاطع او و آن تقاطع را ثابت نديدند بلكه كسف قمر مر شمس را در مواضع مختلف مييافتند چنان كه اگر دو كسوف كلى حاصل ميشد موضع كسوف دويميرا از فلك البروج متاخر از موضع كسوف اول ميديدند مايل به جهت مغرب دانستند كه او را فلكى ديگر باشد كه آن دو نقطه مقاطع بدان منتقل شوند و آن را بواسطه آنكه آن دو تقاطع باعتبار او با ديد آيد فلك جوزهر خوانند و صورت افلاك قمر اينست :