شمس الدين محمد بن محمود آملي
346
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
از دو ماه بگذرد چهار ديگر كه آن را رباعيات خوانند برآيد به پهلوى هر يكى از ثنايا يكى تا تمام دو ماه ديگر بعد از آن چهار ديگر برآيد پهلوى هر يكى از رباعيات يكى و آنها را ناب خوانند پس چون بشش ماه رسد او را دو از ده دندان برآمده باشد ليك هيچيك از آنها سفيد نباشد و در ماه هفتم دو ثنيه زير سفيد شود و در ماه دهم دو ثنيه بالا و چون به تمام سال رسد همه سفيد شود و بر آن سفيدى باقى ماند تا آخر سال دويم بعد از آن بزردى ميل كند تا سال سيم و گاه باشد كه در سال چهارم آنها بيفتد در سال پنجم انياب چهارگانه بيفتد و غير اين دوازده دندانهاى ديگر كه عدد آن بسى رسد بر آيد چنان كه مجموع چهل و دو دندان باشد گاه باشد كه در سه سال برآيد و گاه باشد كه در چهار سال و گاه در پنجسال و چون در سال ششم رود در اطراف ثناياى او خطهاى باريك سياه پديد آيد تا شش سال تمام شود و چون سال هفتم رسد مثل آن خطها در رباعيات نيز پديد آيد و چون در هشتم رود مثل آن در چهار ديگر كه بعد از رباعياتندهم باديد آيد و چون در سال نهم رود سياهى كه در ثنايا بود برود و بجاى آن خطوطى ديگر برنگ عسل پديد آيد و چون بسال يازدهم رسد سياهى كه در رباعيات بود برود و بجاى آن خطوطى ديگر برنگ عسل با ديد آيد و چون بسال دوازدهم رود و آن خطها كه در ثنايا بود برنگ عسل زايل شود و بجاى آن خطهاى سفيد پديد آيد و بعد از آن علاماتى چند هست كه استدلال بدآن خالى از صعوبتى نيست از آن اعراض كرده شد و صورتى چند از معالجات آورده شد اگر اسب را تيمار نيك كنند و علف بسيار دهند و اثر آن برو ظاهر نگردد و فربه نشود قدرى پيه خرس بگدازند و با شراب كهنه و آب بجوشانند و او را بدآن حقنه كنند رنجى كه در درون او بود برود و زود فربه شود و اگر دو رطل و نيم روغن گاو يا گوسفند را با هم چند آن خردل كوفته در حلق او ريزند نافع آيد اگر كسى خواهد كه اسب را يا چهار پاى ديگر را فربه گرداند پوست