شمس الدين محمد بن محمود آملي

340

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و پارهاى خرد را از پيروزه شدره خوانند و ببغداد و شام عزيز باشد و قيمت نيم مثقال ازو اگر نيكو باشد و صاف بود هفت دينار باشد تا ده دينار و يكمثقال را بيست دينار تا سى دينار . و رنگ فيروزه نيز از بويهاى تيز و روغن گرم بزيان رود و پيه و چربى او را سود دارد و ازين سبب انگشترى فيروزه را بقصابان دهند تا در انگشت كنند كه طراوت او زياد شود . و از خواص او آنست كه ديدن او روشنائى چشم را سود دارد و گويند كسى كه او را با خود دارد بر خصم خود غالب آيد و رسم پادشاهان ماضى آن بود كه در اوّل سال كه آفتاب بحمل رفتى جواهر قيمتى را كه در خزينه بودى همچو ياقوت و لعل و زمرد و مرواريد و فيروزه حاضر كردندى و در قدحهاى شربت انداختندى و جهة فال نيك در آن نگريستندى و ميل ايشان بفيروزه بيشتر بودى . پيجاده معدن او در ولايت بدخشانست و در قديم قيمت تمامى داشته چون لعل پديد آمد قيمت او بشكست و او برنگ ياقوت سرخ باشد و بغايت نيكو و آبدار چنان كه به آتش تيز همچو ياقوت متغير نشود اما به وزن و بالوان فرق توان كرد بسد - معدن او در ديار فرنگست و او را مرجان نيز خوانند و گفته‌اند آنچه ازو سرخ باشد بسد گويند و مرجان عامتر بود چه آنچه نيز ازو تيره رنگ و سفيد و سياه باشد هم مرجان خوانند و آن در قعر دريا رويد گويند در دريا جمله سفيد باشد و نرم چون هوا به او رسد بعضى سرخ شود و بعضى برنگ ديگر و همچو سنگ گردد مانند صدف و حجر اليهود و سرطان بحرى و بعضى گويند خود در آب محكم باشد و درخت آن چنان بزرگ شود كه اگر كشتى به دو رسد كشتى را بشكند و سرخ ازو بقيمت‌تر بود و بهترين او آنست كه برو درشتى نبوده باشد و زود بشكند و بعضى از بسد باشد كه آن را جروغك خوانند و او زينت را نشايد و به من بفروشند .