شمس الدين محمد بن محمود آملي

324

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و طعمه ميساختند چون خالد بن سنان العبسى بتشريف نبوّت سرفراز گشت اهل حجاز و نجد از آن مرغ شكايت كردند او دعا كرد حقتعالى بدعاى خالد بن سنان نسل ايشان را منقطع كرد و جز نام ايشان در جهان نماند و بعضى گويند بدعاى حنظله ايشان را ببعضى از جزاير محيط انداخت و در آن جزاير فيل و كرگدن و ببر و جاموس و بيشتر حيوانات باشند ليكن او جز فيل را صيد نكند و اگر فيل نيابد تنين يا ماهى بزرگ صيد كند و ديگر حيوانات را بواسطه آنكه مطيع اويند متعرض نشود . شتر مرغ غريب خلقتى است و بيضه بعضى از ايشان چنان بزرگ باشد كه مقدار دو رطل آب گيرد و بعضى از عرب بيضه او را خالي كرده پر آب سازند و ثقبه او را استوار كرده در زمين دفن كنند و آن موضع را نشان كنند تا چون آنجا رسند و آب نيابند برگيرند و بياشامند . گويند اگر مدتها بماند آب او كم نشود و متغير نگردد و هيچ مرغى بيش از او بيضه ننهد و چون بر بيضه نشيند و بيضه‌ها بقطار راست كند و ساعت بساعت بر يكى نشيند تا آنگاه كه از همه بيضه‌ها بچه بيرون آيد و مادر و پدر ايشان را غذا ندهند بلكه باريتعالى پشه بسيار بفرستد و ايشان دهن باز كنند تا پشه در دهن ايشان جمع شوند ايشان آن را طعمه سازند و چون شتر مرغ بر بيضه نشيند اگر از پى طعمه رود و جاى ديگر بيضها بيند از شتر مرغ ديگر بر آن نشيند و از آن خود را فراموش كند بدين سبب عرب او را بحماقت نسبت كنند و گويند فلان احمق من نعامه از جمله خواص او آنست كه سنك و آهن در معده او بگدازد و آتش نيز فرو برد . عقاب نوعى ازو آنست كه از بامداد تا شب از براى طعمه طيران كند و پيوسته گرسنه باشد چون سال او بسيار شود و پيرى در او اثر كند منقار زيرين خود بر كند تا از كسب طعمه باز ماند و بدان سبب هلاك شود .