شمس الدين محمد بن محمود آملي
325
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و نوعى ديگر كه در سواحل مسكن دارند چون بچه آرد در برابر آفتاب نگاهدارد اگر بچه بآفتاب نگاه تواند كرد او را نگاهدارد و اگر چشم باز نتواند كرد او را از بالا فرود اندازد تا هلاك شود و از خواص او آنست كه اگر بوى خوش بمشام او رسد در حال بميرد و هرگاه مادهء او را وقت بيضه نهادن آيد و از آن در زحمت باشد به زمين هند رود و آنجا سنگى باشد مانند كوهى و آن سنك مجوف بود در درون او چيزى باشد اگر بجنبانند صدا كند بر سر آن سنك نشيند از خاصيت آن سنك در حال بيضه نهد و آن سنك جهت ولادت زنى كه دشوار زايد بغايت نيكست و از غرايب او آنست كه چون پير شود و طيران بر او دشوار گردد و چشم او تاريك شود چشمه آب صافى طلبد و بر بالاى آن چشمه پرواز كند و چندان به بالا رود كه پرهاى او بسوزد و بيفتد و در آن چشمه غوطه مىزند و غوك و كرم خورد و چندان در آن چشمه ميماند كه پرهاى او برآيد و نور چشم او معاودت كند و به حال اول باز آيد و حكماى هند حيلتى كه از براى درازى عمر كنند چنان كه در علم دم بيايد از اينجا گرفتهاند . كركس - در قوت و سبعيت و طيران بعقاب مشابهت دارد و در ميان مرغان هيچ مرغى كم آزارتر ازو نباشد و ازين سبب عمر او بغايت دراز باشد و هر وقت كه خواهند او را صيد كنند مردار را زهر آلود كنند و در جائى كه نظر او در آن بيفتد بيندازند تا او بخورد و بميرد و چون آشيانه سازد برك درخت چنار در زير آشيانه خود بنهد تا خفاش كه دشمن اوست قصد بيضه او نكند زيرا كه خفاش گرد درخت چنار نگردد و زهره كركس درد چشم را سود دارد و اگر زهره او را با عسل بياميزند و در چشم چكانند خارش چشم زايل كند . هماى - مشهور است كه هر كه هماى بر سر او سايه كند بلند قدر و سعادتمند شود او را بواسطه آنكه استخوان دوست دارد كاسر العظام گويند و او گوشت سك بچه دوست دارد از براى آنكه طبيعت او موافق طبيعت سك باشد و پيوسته در آشيانه