شمس الدين محمد بن محمود آملي
323
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و اگر جنين در شكم مرده باشد فرود آيد و هر كه بر بستر كميز كند گوشت او سود دارد و اگر چشم راست او را خشك كنند و در شير و روغن كنجد بجوشانند و در انائى مرشح كنند و مدتى بگذارند . اگر در چشم كشند در شب همچنان بيند كه در روز و اگر چشم او را بازيت بجوشانند و قطره در گوش كسى كه او را خواب نيايد بچكانند در حال بخسبد . باب دويم در طيور عنقا - كه آن را بپارسى سيمرغ گويند او را در جهان نام هست اما نشان نيست و هر چيز را كه وجود او نادر بود بعنقاى مغرب تشبيه كنند . و در بعضى از تفاسير آوردهاند كه در زمين اصحاب رس كوهيست بس بلند بهر وقتى مرغى بس عظيم با هياتى غريب و پرهاى او الوان مختلف و گردنى بافراط دراز كه او را بدآن سبب عنقا گفتندى و هر جانوريكه در آن كوه بودى از وحوش و طيور صيد كردى . و اگر صيدى نيافتى از سر كوه پرواز كردى و هر جا كودكى ديدى برداشتى و چون آنقوم ازو بسيار در رنج بودند پيش حنظلة بن صفوان رفتند كه پيغمبر ايشان بود و ازو شكايت كردند حنظله دعا كرد حقتعالى آتشى بفرستاد و آن مرغ را بسوخت . و زمخشرى در ربيع الابرار آورده است كه حقتعالى در عهد موسى عليه السّلام مرغى آفريد نام او عنقا او را چهار پاى بود از هر جانب دو و روئى مانند روى آدمى و او را همچو او جفتى بيافريد و أيشان در حوالى بيت المقدس بودندى و صيد ايشان از وحوش بودى . و با موسى عليه السّلام انس داشتندى چون موسى عليه السّلام بدار بقا پيوست ايشان از آنزمين نقل كردند و به زمين نجد فرود آمدند و پيوسته كودكان را ميبردند و