شمس الدين محمد بن محمود آملي
322
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
اگر كسى را تير زهر آلود رسيده باشد خون او را با شراب بخورد نيك شود اگر پيكان يا خار در درون كسى مانده باشد انفحهء او را با خطمى و زيت بياميزد بر موضع جراحت نهد بيرون آيد . و اگر سركين او را با سركه طلا كنند كلفرا ببرد و زنى كه سركين او را با خود دارد آبستن شود . و اگر كسى را كه دندان درد كند دندان او را بدآنطرف كه درد كند بياويزند درد ساكن شود . و اگر زهره او را در شراب به كسى دهند بى هوش شود تا سركه به حلق او نريزند به خود نيايد و هر زنى كه رحم او را پخته بخورد آبستن شود و اگر آن را خشك بسايند و بزن حامله دهند فرزند او پسر آيد . خارپشت - گويند او را با مار عداوتى ذاتى بود و مار را هر جا كه بيابد بكشد . و در تاريخ آوردهاند كه چون عرب سيستان را فتح كردند بر آن جمله عهد كردند كه ايشان ديگر خارپشت نگيرند و نخورند از بهر آنكه او دشمن مار افعى است و افعى در هيچ ديار بيشتر از آنجا نباشد . و اگر در آنجا خارپشت نباشد كسى از زحمت افعى ايمن نتواند بود . و از خواص او آنست كه پيش از آمدن باد از آن واقف شود بنابراين سوراخ خود را دو در كند يكى مقابل شمال و يكى مقابل جنوب و هرگاه كه داند باد جنوب خواهد آمد آن در كه مقابل جنوب بود محكم كند و در جانب ديگر نيز همچنين و گويند در قسطنطنيه شخصى بود كه مردمرا از جستن باد خبر دادى و مردم او را تعظيم كردندى و از حكما شمردندى و سبب آن بود كه در خانه او خارپشتى مقام داشت هرگاه در شمال بسته ديدى گفتى باد شمالى خواهد آمد و هرگاه در جنوبى بسته ديدى گفتى باد جنوب خواهد آمد و زنى كه زهره او او را بخورد بار گيرد .