شمس الدين محمد بن محمود آملي

290

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

ايشان صادر مىشود . و بعضى ديگر گفتند كه طبيعت ايشان مقتضى اين آثار است چنان كه طبيعت آتش مقتضى سخونت است و طبيعت آب مقتضى برودت و اختلاف ايشان در مقتضيات بحسب مقادير اجرام و انوار و سرعت و بطوء حركت و قرب و بعد است بما چه آفتاب بنابر آنكه جرم او بغايت بزرگست و نور او بسيار و در سرعت و بطوء و قرب و بعد بما متوسط لاجرم ظهور آثار او در اينعالم قوىتر است و سخونت او بيشتر و زحل اگر چه مقدار جرم او هم بزرگست اما بواسطه غايت بعد ما و غايت بطوء و كمودت لون او شعاع او را چندان تاثيرى نيست كه افادت سخونت كند لاجرم به برودت او حكم كنند . و مريخ اگر چه مقدار جرم او صغير است اما بواسطه عدم بطوء حركت و حمرت لون او كه در صورت همچو حمرت آتش است تاثير آن در سحونت در غايت قوتست بمعنى آنكه چون سخونت او با سخونت آفتاب جمع شود حرارت بافراط بود نه آنكه حرارت او بيشتر از حرارت آفتاب بود و نيز از تجربه معلوم شده كه هرگاه زحل بر طالع مستولى بود و او را با مريخ يا كوكبى ديگر نظرى نباشد در آنسال سرما بافراط بود و اگر مريخ بر طالع سال مستولى بود و او را با زحل و كوكبى ديگر نظرى نباشد در بلاد شمالى سرما ضعيف بود و در بلاد جنوبى تابستان چنان گرم بود كه مزاج حيوانات و نباتات از شدت گرما فاسد گردد و بيشتر هلاك شوند . و اگر مشترى يا زهره را در بعض فصول با آفتاب امتزاجي شود و كوكب ديگر را با آفتاب نظرى نباشد هواى آن فصل معتدل بود . و اگر آن كوكب كه ممازج او شود عطارد باشد در آن فصل بحسب هوا اختلاف بسيار بود . و آنچه گويند كه زحل و مريخ نحس‌اند بنابر آنست كه حاصل از استيلاى