شمس الدين محمد بن محمود آملي

291

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

زحل برد مفرط است و از استيلاى مريخ حر مفرط و ظاهر است كه افراط در هر يكى ازين دو كيفيت موجب هلاك حيوانات و فساد نباتات بود و زحل در در نحوست قويتر است از مريخ زيرا كه زحل مقتضى بر دويبس است و مريخ مقتضى حرويبس و بر دويبس هر دو منافى حياتند بخلاف حرويبس چه قوام حياة بحرارتست و مشترى و زهره سعدند بنابر آنكه ايشان هر دو مقتضى حرارت و رطوبت‌اند و قوام حيات با اين هر دو كيفيت است و نيز چون خاصيت ايشان اعتدال هوا و هبوب رياح فاضله است و اين امور موافق ابدان حيوانات لاجرم بسعادت ايشان حكم كردند و چون مشترى در حرارت قوىتر بود و زهره در رطوبت بيشتر و حرارت كيفيت فاعله است و رطوبت كيفيت منفعله و معونت فاعل در فعل اقوى از معونت منفعل لاجرم مشترى را سعد اكبر نهادند و زهره را سعد اصعر و عطارد را با سعود سعد نهادند و با نحوس نحس بنابر آنكه چون او را در تاثير مختلف يافتند دانستند كه طبيعت او در اقتضاى آثار مستقل نيست : چه اگر مستقل بودى بايستى اثر با بقاى مؤثر مختلف نشدى و نيز هرگاه او را با كوكبى اتصال بود يافتند كه تاثير آن كوكب قوىتر است دانستند كه طبيعت او در صلاحيت قبول اثر است از كوكب . و گفتند او با كوكب سعد سعد است و با كوكب نحس نحس و از سعد اكبر چون بواسطه ضعف حال و موانع ، آنچه مقتضى طبيعت او بود به ظهور نرسد گويند سعد بنحس منقلب شد و در نحس به عكس اين مثلا طبيعت مشترى حرارت معتدله است دال بر كون و وجود و طبيعت نهار همچنين چه نهار موافق حركت و حياتست و ليل موافق سكون و موت . پس هر گاه كه مشترى فوق الارض باشد و مشرقى در برج نهارى و در حظ خود سعادتى قوى بخشد . و اگر تحت الارض باشد و مغربى و در برج ليلى و در مواضعى كه نه حظوظ