شمس الدين محمد بن محمود آملي

286

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

ا - آنكه هر يكى از سياراترا فلكى است مخصوص به دو و حركتى خاص و ثوابت را چنين نيست . ب - آنكه ثوابت را رجوع و استقامت و قوت و انتقال از سرعت به بطويا به عكس نباشد و سياراترا بود و شك نيست كه اين امور به فعل اختيارى و حركت ارادى شبيه‌تر است و هر آنچه فعل او به اراده و اختيار اقرب تاثير او قوىتر بود ، ج - آنكه سيارات به اينعالم نزديكترند و وصول شعاع ايشان بما آسان‌تر پس تاثير ايشان قويتر باشد . د - آنكه ثوابت را با يكديگر امتزاج نيست و هريكيرا از ايشان بجز يك حال نباشد اما سيارات را بواسطه امتزاجات حالات مختلفه و قوتهاى متعدده باشد و به حسب هر حالتى و قوتى تاثيرى ديگر و آنكه كوكب ثابتى چون در درجه طالعى يا عاشرى افتد مرتبه مولود بلند شود بنابر آنست كه ثوابت بطىء الحركت‌اند چون در درجه واقع شوند مدتى مديد آنجا مكث كنند و ظاهر است كه ضعيف دايم در فعل خود اقوى بود از قوى سريع التغيير و ثوابت اگر چه در مرتبه بمبدء نزديكترند اما چون از اينعالم دورترند تاثير ايشان همچو تاثير سيارات نباشد . فصل سيم در شبهاتيكه بر تاثير كواكب و بطلان احكام نجومى ايراد كرده‌اند با جواب آن : شبهه اول آنست كه اگر وقوع ممكنات در اينعالم ولاقوع آن را تعلق به حركات كواكب بودى اين ممكنات يا واجب بودندى يا ممتنع و امكان مرتفع شدى ليكن قول به ارتفاع امكان باطل است . 1 - آنكه انسان بر فعل خير و شر قادر و متمكن است و شك نيست در