شمس الدين محمد بن محمود آملي

287

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

آنكه اگر وقوع اشيا به سبب حصول اسباب فلكى واجب بودندى يا عدم وقوع به سبب حصول آن اسباب ممتنع انسان را قدرت و اختيار صورت نبستى چه قدرت بر واجب و ممتنع محال است ، ب - آنكه اگر امكان نبودى مدح و ذم و ترغيب و ترهيب نه شايستى چنان كه مدح آتش بدانكه او گرم است يا مدح برف بدانكه او سرد است پيش عقلا پسنديده نيست و چون امكان واقع شد استدلال به حركات كواكب بر اين افعال صورت نبندد جواب از اين شبهه آنست كه افعال بشرى موقوف است بر حصول اراده قلبى و حصول اراده را ناچار بود از اسبابى و آن اسباب در آخر منتهى شود باسباب فلكى و وجوب بالغير منافى امكان ذاتى نيست . شبهه دويم آنكه سبيل معرفت طبايع كواكب و بروج و امتزاجات آن جز به تجربه نيست و اقل آنچه تجربه را ناچار است آنست كه آن چيز بر يك منوال دو نوبت حاصل شود ليكن اينمعنى بغايت متعذر است زيرا كه عود فلك با وضعى معين كه مقتضى حدوث امرى بوده بعد از مدتها تواند بود كه اعمار بشرى بدان وفا نكند . جواب آنست كه تجربه در اين باب بدان حاصل شود كه چون كوكب در برج معين و درجه معين حادث شود و باز چون به همان برج و درجه رسد همان امر حادث شود حكم كنند كه سبب حدوث آن امر رسيدن آن كوكبست بدآن درجه و اگر چه حال معلوم نباشد كه همان وضع معين كواكبرا بعضى با بعضى واقع است يا نه شبهه سيم آنكه علم احكام مبنى است بر معرفت درجات كواكب و تحصيل اينمعرفت تعذرى تمام دارد . چه در آلات رصدى خللها بسيار است و اگر نه در مواضع كواكب بحسب زيجات اختلاف واقع نبودى و نيز اصحاب زيجات در ثوانى و ثوالث مسامحات مى كنند و آن بمرور ايام از درجات زياده شود و به جائى رسد كه موضع كواكب به حسب زيج معين نيز مجهول ماند فكيف به حسب زيجات مختلفه .