شمس الدين محمد بن محمود آملي
282
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و نور ماه بسبب قرب او از آفتاب ناقص گردد و بسبب بعد او زايد شود اما در سفليات به چند وجه : 1 - آنكه ما ميبينيم كه بيشتر حيوانات در شب همچو مردهاند و چون انوار صبح ظاهر شد در اجساد ايشان حيات پديد آيد و چندانكه طلوع او بيشتر ظهور قوت حيات در ابدان قويتر چون قرص آفتاب طلوع كند همه در حركت آيند و چندانكه مرتفع شود حركات ايشان در زياده بود تا به وسط السماء برسد پس چون از آنجا ميل كند حركات و قوى روى بنقصان نهد و ضعف و فتور در ابدان بديد آيد چنانچه چون بغروب رسد همه روى بمساكن خود نهند و همچو مرده در گوشهها و سوراخها بيفتند و ايندليل روشن است بر تأثير او . ب - آنكه موضعى كه از مسامته آفتاب دور است همچو ما تحت قطبين آنجا 6 ماه روز و 6 ماه شبست و از شدت برودت هيچ نباتي نرويد و حيوانى ساكن نشود بادهاى عاصف شود و در مواضع ديگر كه بمسامته نزديكتر باشد بخلاف اين . ج - آنكه اختلاف مردم در اجسام و الوان و اخلاق و سير چنان كه از استقرا معلوم شده بسبب اختلاف احوال آفتاب است در حركت چه آنها كه در خط استوا ساكنند تا به محاذات ممر سر سرطان به واسطه آنكه آفتاب در سال يك بار يا دو بار به سمت راس ايشان گذرد از حرارت ابدان و مويهاى ايشان سياه شود و آنها كه در نزديكى خط استوا باشند . همچو زنج و حبشه بواسطه قرب تاثير آفتاب در آنجا مويهاى ايشان را بسوزاند و سياه و مجعد گرداند و چشمهايشان قوى بود . و آنها كه مساكن ايشان بمحاذات ممر سرطان نزديكتر بود . همچو اهل هند و يمن و بعضى از مغاربه و همهء عرب سياهى ايشان كمتر بود و طبايع به اعتدال نزديكتر و ابدان ايشان خشكتر و آنها كه مساكن ايشان بر ممر سرطان باشد تا بمحاذات بنات نعش كبرى بواسطه آنكه آفتاب مسامت رؤس ايشان نشود و از ايشان بسيار دور نباشد گرما و سرما به افراط نباشد .