شمس الدين محمد بن محمود آملي
278
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و كوچكى روى پسنديده نيست معلوم شود كه بهترين اشكال آنست كه معتدل باشد و كم افتد كه صاحب روى زشت نيكو اخلاق بود و صاحب روى نيك بد خوى بود . و از اينجاست كه رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود اطلبوا لحوايج عند حسان الوجوه . و اگر ميان گوش و دنبال چشم كه آن را بتازى صدغ گويند بر آمده و اما سيده نمايد و رگ گردن ممتلى دليل غضب و خشم بود زيرا كه آدمى چون خشم گيرد بدينصورت شود و كم خنديدن دليل بود بر مخالفت كردن با مردم و راضى نبودن به كارهاي ديگران . اگر خنده بلند كند دليل باشد بر ستيزه روئى و دراز زبانى و اگر با خنده سؤال كند دليل بود بر خيره زبانى و بانك و مشغله . و اگر گوش بزرگ باشد دليل بود بر جهل و نادانى و درازى عمر اما نادانى بواسطه آنكه گوش خر بزرگ است و اما درازى آن به جهت آنكه خشگى بر مزاج غالب شود . و اگر گردن قوى و سطبر بود دليل باشد بر قوت غضب و اينمعنى را اعتبار از آن كردهاند كه هر چه نر بود از هر نوع كه باشد گردنش قويتر بود از گردن ماده . و اگر باريك باشد دليل بود بر ضعيفى نفس و دون همتى و اگر معتدل باشد دليل بود بر بزرگى نفس و بلند همتى و اينرا از شير اعتبار كردهاند . و اگر گردن دراز و باريك باشد دليل بود بر بد دلى و اينرا اعتبار از شتر گرفتهاند ، و اگر گردن بسيار كوتاه باشد و باريك دليل بود بر مكر و فريبندگى و اينمعنى را از گرگ گرفتهاند . و اگر آواز بلند و سطبر باشد دليل بود بر دلاورى و شجاعت و مكر و اگر بشتاب سخن راند دليل بود بر قوت و خشم و بد خوئى .