شمس الدين محمد بن محمود آملي
279
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و اگر سخن آهسته و با درنگ گويد دليل بود بر بردبارى و نيكخواهى و اگر آواز دراز باشد دليل بود بر بد همتى و اگر آواز گران باشد دليل بود بر حسودى و پوشيدن اسرار . و اگر آواز خوش باشد در اغلب دليل بود بر حماقت و جهل و بيفهمى چنان كه مشهور است كه حسن الصوت مع العقل مما لا يجتمعان و اگر گوشت بسيار سخت باشد دليل بود بر قلت فهم و كندى حواس و گوشت نرم دليل بر نيكوئى طبع و جودت خاطر . و اگر تهيگاه باريك باشد دليل باشد بر قوت زيرا كه نرينه را تهيگاه باريك باشد . و اگر سطبر باشد دليل بود بر عفت و پرهيزكارى و اگر هر دوارش دراز بود چنان كه به زانو رسد دليل باشد بر بزرگى نفس و خويشتن بينى و اگر بسيار كوتاه باشد دليل بود بر دوست داشتن شر و فتنه و ليكن با بددلى و ترس . اگر كف نرم و لطيف بود دليل باشد بر تيزى فهم و سرعت فطنت و كثرت عقل و اگر كف كوتاه باشد دليل حماقت بود اگر كف تنگ باشد دليل بود بر بد زبانى و رعونت و اين اعتبار از زنان كردهاند . و اگر قدم بسيار دراز بود و پر گوشت دليل بود بر قلت فهم و اگر كوچك و لطيف باشد بر بزرگى و فخر كردن . و اگر پاشنه باريك باشد دليل بود بر شر و فتنه و اگر قدم سطبر باشد و رك و پى بر او ظاهر دليل بود بر قوت نفس زيرا كه اغلب قدم مردان چنين باشد . و اگر قدم كوچك و لطيف بود دلالت كند بر ضعف نفس زيرا در اغلب قدم زنان چنين است . و اگر انگشتان پاى بر هم چسبيده بود و ناخنها نيز بر اينصفت دلالت كند بر وقاحت و ستيزه روئى و اينمعنى از بعض مرغان اعتبار كرده و اگر از هر دو پاى دو انگشت بهم پيوسته باشد دليل بد دلى بود و اينمعنى از سمانه گرفتهاند و