شمس الدين محمد بن محمود آملي

248

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

يابد و مالى بطريق حكمت گرد كند . و اگر بيند كه از ميغ همگى هوا را يا بعضى از آن را فرو گرفت زحمتى باشد از جانب باريتعالى مگر آن آتشى يا صاعقه باشد كه بخلاف آن بود باران چون عام بود رحمت ايزديست . اما اگر در محله يا سرائى بارد بيمارى و فتنه بود اگر از باران عام بيند كه ناودانها مىرود همه رنجها و غمها از آنديار زايلشود . اگر از ناودانى رود كه در موضع مخصوص بود دليل خون ريختن در آن موضع بود . اگر بيند كه خاك و ريك مىبارد نعمت و روزى بود و برف چون بهنگام بارد فراخى سال و نعمت بود . و اگر بخلاف آن بيند عقوبت و لشگر نيز باشد اگر بيند كه برف مى خورد شادى يابد تگرگ دليل رنج بود . اما اگر بيند يخ آب مىخورد دليل شادى بود و يافتن مراد و بازگشت به حق رعد هر چه ميغ بر آندلالت كند از زحمت و عذاب او آن تابع باشد و اگر با رعد برق باشد اثر آن زودتر بديد آيد . اگر بيمارى باران با رعد بيند شفا يابد و اگر وامدار بيند وام بگذارد و اگر محبوس بيند خلاص يابد . برق مسافر را ترس باشد و مقيم را طمع لقوله تعالى و هو الذى يريكم البرق خوفا و طمعا . و حل دليل بلا و فتنه باشد سيل دليل دشمن بود و غم ، اگر بيند كه از آن بگذرد از دشمن رهائى يابد و همه آبهاى تيره نيز همين حكم دارد آب صافى چون غالب بيند و سهمناك همين حكم دارد باد چون با قوت بود دليل ترس و غم باشد خصوصا چون با آن تاريكى و گرد و غبار باشد و اگر بناها خرابشود يا درختان بر كند دليل مصيبت بود در آن ولايت يا آبله يا حصبه يا طاعون نعوذ باللّه من الافات كلها .