شمس الدين محمد بن محمود آملي

239

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

بر ذمت دارد كه حق او نميگذارد جراحت بر تن مالى باشد كه حاصل آيد . و اگر خون برود در هر عضو كه باشد از آنكس كه آنعضو به دو نسبت دارد منفعت يابد اگر بيند كه خود را مىكشد از معاصى توبه كند و اگر بيند او را كشتند درازى عمر بود . و اگر كسى را او بكشد گناه بزرگ كند و مقتول از او منفعت يابد و اگر بيند كه كسى را گردن زدند و سر او جدا شد اگر بيمار بود شفا يابد و اگر وام دارد بگذارد يا حج كند . اگر بيند كه سر بريده در دست دارد هزار درم يا هزار دينار بيابد و اگر بيند كه او را به دو نيمه كردند دو زن كند كه ايشان را با هم نتواند داشتن و نتواند رها كردن بر دار كردن بزرگى يافتن باشد لقوله تعالى و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن رفعه اللّه اليه . اگر مرده را زنده بيند اگر مجهول بود چيزى كه از آن طمع بريده باشد باز يابد و اگر مرده معروف را در حالت و شكل خوب بيند دليل نيكوئى حال آنمرده بود و اگر او را بيمار بيند دليل بازخواست او بود و اگر آنمرده از عضوى از اعضاى خود بنالد از آنكس كه آنعضو به دو تعلق دارد متشكى باشد مثلا اگر از سر نالد از مخدوم و پدر و مادر و اگر از دست نالد از برادر يا شريك و على هذا . و اگر جماعت كشتگان را بيند ايشان گمراهان و اصحاب بدعت باشند و اگر مرده او را بخواند و بيننده او را نبيند اما آواز او را شنود و اينكس از عقب آواز او رود اجل او رسيده باشد به همان علت كه مرده را بوده . و همچنين اگر از عقب مرده در خانه مجهول رود و بيرون نيايد و اگر بيرون آيد در رنجى افتد و خلاص يابد . و اگر در عقب او رود اما در خانه مجهول نرود آنكس بر طريقه آنمرده بود و اقتدار به دو كند . و اگر مرده او را وعده دهد يا از كارى خبر كند آن همچنان باشد بسبب