شمس الدين محمد بن محمود آملي
197
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
كز نصب كند . هر چند درازتر بود بهتر باشد و آن را محكم بر آنستون چنان محكم كند كه بباد ميل به طرفى نكند و سر آن را به صحيفه چند از شيشه يا نحاس به مقدار شبرى در پوشاند و بر سر آنمجموع صحيفه ديگر بنهد و آن طاووس را بر انجا بندد و هر دو بال او را به آن صحيفه و دقل بمسامير قوى استوار كند و بايد كه نصيب او هم در آنوقت بود كه طاوس ريخته بود هر وقت كه چنين كند همه مرغان قصد آنصورت كند و مطيع او شوند و اين طلسم بس عزيز است و فوايد بسيار دارد . طلسمى ديگر از براى محبت و ايتلاف چون زهره ببيست و پنجدرجه حمل يا دويم يا چهاردهم و پانزدهم و بيست و يكم و هفتم ثور يا هشتم جوزا يا بيستم و بيست يكم و بيست و هفتم سرطان يا نهم يا چهاردهم سنبله يا اول و چهارم و دهم و پانزدهم ميزان يا شانزدهم عقرب يا بيست و دويم و نوزدهم جدى يا سيم حوت رسد و قمر مجاسد زهره يا تثليث و تسديس . و يا مقارن آفتاب و مريخ از او ساقط بستاند نگينى از حجر لاجورد و خوبترين آنچه دست دهد و در آنجا صورت دو كنيزك كه متعانق باشد و صورت كبوترى كه بچه را دانه دهد و صورت شاخ ريحان نقش كند . و مادام كه زهره بر دايره افق شرقى بود اين عمل كند و چون از صورتها فارغشود در چهار گوشهء آن نگين 4 سوراخكند و بر هر سوراخى ميخى از زر فرو برده سر ميخها را بسوهان بمالد . چنان كه با نگين راست شود و چون زهره باز بهمانحالت عود كند از زر و سيم اجزاى متساوى با هم مزج كند و انگشترى فرو ريزد و آن نگين را جلا دهد و بر آنجا تركيب كند . و بعد از آن در قدح آبگينه نهد و سر آن را بچيزيكه از جنس آن باشد بپوشد و در برابر زهره هفت شب بخور مشگ و زعفران و كافور تنجيم كند در اول شب يا در آخر هرگاه كه زهره فرو رود آن را بردارد و هر كس كه اين خاتم را با خود دارد همه مردمان او را دوست دارند و زنان عاشق او شوند و از فرمان او بيرون نروند و روزى بر وى فراخشود و فوايد بسيار بتجربه معلوم گردد