شمس الدين محمد بن محمود آملي

198

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

طلسمى ديگر هم از آن در بغض و تفرقه چون زحل با مريخ بسيم درجه حمل يا بيست و دويم يا بيست و سيم ثور يا هشتم جوزا يا پنجم سرطان يا دويم و بيست و چهارم و بيست و ششم اسد يا پانزدهم ميزان يا بيست و هفتم عقرب يا هفتم قوس يا بيست و دويم جدى يا دويم و پانزدهم دلو يا بيست و سيم حوت رسد و او بر افق شرقى بود و زهره از او ساقط و قمر در مقابل يا تربيع بستاند قدرى از اسرب و صورت دو شخص كه هر دو پشت بر هم كرده باشند و در ميان ايشان مردى كه روى او همچو سك باشد معمولى در دست گرفته فرو ريزد و اينصورتها پاك بسوهان كنند . چنان كه عادتست و بايد كه صور بر مثال عمودى بود پس آن را در كوزه گلين سياه نهد و سر آن را بچيزيكه از جنس او باشد بپوشد و هفت روز در آفتاب نهد و چون شب در آيد بر دارد و هر روز چون آفتاب بر آيد بميعه و سندروس بخور كند تا هفت روز تمام شود . پس هر گاه كه خواهد ميان دو كس دشمنى و تفرقه اندازد قدرى از موى خوك بر آنصورتها پيچد و آن هر دو كس را ياد كند و آن را در جائى كه اجتماع ايشان آنجا بود دفن كنند . و اگر نتواند در خانه يكى از ايشان دفن كند كه به زودى ميان ايشان عداوت پديد آيد از يكديگر جدائى جويند و ديگر التيام نپذيرد . فصل چهارم در علم دعوت كواكب بدانكه از شرايط اينعلم آنست كه بواسطه قرب قمر به عالم سفلى ابتدا بتسخير او كنند چون از او بمطلوب رسند بواسطهء او به تسخير عطارد مشغول شوند و بوسيله او بتخير زهره و به وسيلهء هر سه بتسخير شمس و بوسيله اين مجموع دون زهره چه او ضد مريخ است بتسخير مريخ .