شمس الدين محمد بن محمود آملي

193

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

او مشغول باشد و همين كه تمام طلوع كند دست از عمل باز گيرد و انتظار كشد تا بار ديگر آفتاب در همان درجه بافق شرقى رسد تمام كند . و چون از صورت فارغ شود قطعه از زر خالص و آلت تفريغ حاصل كند و چون آفتاب با همان حالت عود كند از آن زر خاتمى بريزد و نگين را در او تركيب كند . پس آنخاتم را جلا دهد و در كوزه آبگينه زرد يا سفيد كه پاك باشد نهد و ركائى از ديباج سبك و پاك بر او اندازد و در برابر برج جوزا هفت شب تنجيم كند ببخوريكه مناسب او باشد . و چون جوزا فرو رود آن را بردارد چون هفت شب بگذرد غرض حاصل شود و هر كه آن خاتم را در دست گيرد در چشم مردم با هيبت باشد و همه حاجت او بر آرند و پيش سلاطين خداوند مرتبه گردد و اگر بحرب رود ظفر يابد و در آن فوايد بسيار است . طلسمى ديگر هم از آن او براى كسب مال وسعت رزق و حسن معيشت چون مشترى بهفده درجه حمل يا پانزدهم يا نوزدهم يا بيست و سيم اسد يا بيست و نهم ميزان يا نهم قوس يا هيجدهم جدى رسد و بر افق مشرق باشد و زهره و شمس مناظر او و عطارد ساقط و اگر اينجمله دست ندهد بايد كه عطارد ساقط باشد از او و در زهره ناظر فوق الارض در آن وقت قطعه از زر خالص بستاند و از او مثال لوحى ثخين بريزد و آن را بمبرد پاك كند . و چون مشترى به همان حال عود كند بر يك روى آن لوح مثال مشترى نقش كند و بر روى ديگر صورت زحل چنانچه بر منبر ايستاده باشد طاووسى در دست راست گرفته و ترازوئى در دست چپ و آن را در برابر مشترى هفت شب تنجيم كند و بايد كه بر سر لوح سوراخى كند و ريسمانى ابريشم در آنجا كشد و هر كه اين لوح در گردن اندازد و با خود نگاهدارد روزى او فراخ شود و عيش او