شمس الدين محمد بن محمود آملي

194

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

خوش باشد و مال بسيار حاصل كند و فوايد بسيار بيند . طلسمى ديگر هم از آن او از براى طلب باران و آب چون آفتاب را با ماه در درجه ثور يا اول و پانزدهم جورا يا سيزدهم سرطان يا پانزدهم و بيست و پنجم عقرب يا پانزدهم دلو يا چهارم و ششم و هشتم و دهم و هفدهم و بيست و ششم حوت اجتماع افتد آينه ثخين بزرك نيك بستاند و بر روى او صورت مردى برهنه ايستاده و ازارى بر ميان بسته و بر كمانى تكيه كرده و چشم و هر دو دست بر آسمان داشته چنان كه در وقت دعا بر دارند و در برابر او صورت آهوئيكه چرا كند و مرغى بر صورت آهو و سنك پشت . و اگر عمل اين صورت در آن وقت تمام نشود منتظر باشد تا آفتاب به همان حالت عود كند و آن وقت تمام كند و چون از احكام صورت فارغ شود بستاند از عود و زعفران و لبان و مصطكى و حب القار و سندروس و ميعه از هر يكى جزوى و آن را نيك بسايد و بميعه بسر شد و آن را حبها سازد هر يكى به مقدار حمصى كند و شب آنصورت را در برابر برج حوت تنجيم كند بيكى از آن حب و چون فرو رود بر دارد تا هفت شب تمام شود . پس از زر يا سيم ميلى فرا گيرد به مقدار شبرى تمام و غليظ و چون وقت حاجت باشد جامه بيرون كند و شمله در خود پيچد و آن آينه را در دست چپ گيرد و روى به آسمان كند و ميل در دست راست كند و در آن آينه پياپى بزند و بدان حب بخور كند تا باران بيايد و تا روى آينه را باز نپوشد باران باز نه ايستد طلسمى ديگر در ايقاع شر و فتنه و حرب در ديار دشمنان چون مريخ به سيزدهم يا بيست و سيم درجه ثور رسد يا شانزدهم و بيست و دويم و بيست و هفتم و بيست و هشتم از جوزا . يا اول سرطان يا يازدهم اسد يا بيست و نهم ميزان يا بيست و يكم و بيست ششم و سىام قوس يا پانزدهم جدى يا يازدهم دلو يا بيست نهم حوت رسد و بر