شمس الدين محمد بن محمود آملي

126

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

سيم معتدل كه متوسط باشد در سرعت و بطوء و سبب او . آنست كه ما سكه و جاذبه و مغيره بر مجراى طبيعى جارى باشد 2 - جنس ماخوذ از زمان سكون نبض در قصر و طول و اعتدال و اينهم بسه قسمست : اول متواتر كه سكون را در زمان قصير تمام كند و سبب شدت حاجتست بترويح يا ضعف قوة . دويم متفاوت كه سكون را در زمان طويل تمام كند و سبب او قلت حاجتست بترويح يا ضعف مفرط . سيم معتدل كه متوسط باشد ميان طول و قصر و سبب او همچنان . 3 - جنس ماخوذ از مقدار انبساط بحسب طول و عرض و عمق و بسايط او نه‌اند 1 - طويل و آن عبارتست از آنكه احساس باجزاء او در طول ساعد بيشتر از معتدل بود و سبب او كثرت حرارتست . دويم قصير و آن مقابل طويل است و سبب او قلت حرارت . سيم معتدل ميان هر دو كه دلالت كند بر اعتدال حرارت و برودت . چهارم عريض و آن عبارتست از آنكه احساس باجزاء او در عرض ساعد بيشتر بود و سبب او خلاء عروق بود يا شدت لين آلت . پنجم ضيق و آن مقابل عريضست و سيب او امتلاء عروق است يا صلابت آلت ششم معتدل ميان هر دو . هفتم شاهق و آن عبارتست از آنكه احساس باجزاء او در ارتفاع بيشتر از معتدل بود و سبب او شدت حاجتست بترويح . هشتم منخفض و آن مقابل شاهقست و سبب هم مقابل سبب شاهق . نهم معتدل در شهوق و انحفاض و مركبات او را اقسام بسيار است همچو عظيم و صغير و غليظ و دقيق و معتدل ميان اينها همچو موجى و مسلى و نملى و غير آن كه مجموع پنجاه و چهار است . 4 - جنس ماخوذ از قوام آلت و آن سه قسمست :