شمس الدين محمد بن محمود آملي
117
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
دويم غضاريف كه الين انداز عظام و اصلب از باقي اعضا و در وجود غضاريف در بدن چهار فايده است : يكى آنكه متوسط شوند ميان اعضاى صلبه و لينه از جهت اتصال تا تركيب بحسب حكمت باشد . دوم آنكه صيانت مفاصل كنند تا از كثرت و حركات و محاكت بعضى به بعضى سوده و شكسته نشود . سيم آنكه بعضى از عضلات با اسناد با او قوى شود همچو عضلات كه غضروف همچو دعامه و عماد اوتار آنست . چهارم آنكه متعلق بعضى از عضلات شود همچو عضلات حنجره كه حكمت اقتضاى آن ميكرد كه عضل حنجره به چيزى بغايت صلب يالين متعلق نباشد تا در صورت تنافرى نباشد . سيم اعصاب و آن اجسامىاند ابيض لين در انعطاف و صلب در انفصال و هفت زوج از آن جمله نابتاند از دماغ و سى و يك از نخاع و فايده وجود عصب در بدن آنست كه تاديه حس و حركت ارادى كند باعضا . چهارم عضل آن عضويست مركب از عصب و رباط و لحم غشائى كه محيط است بدين مجموع و فايده وجود او در بدن آنست كه قوت ارادى بمعاونت او تحريك اعضا كند . پنجم اوتار و مراد به وتر جسمى است كه نابت شود از اطراف بعضى از عضلات شبيه بعصب در لون و طبع و مطاوعت قبول حركات مختلقه و فايده او در بدن آنست كه اطراف آن ملاقى اعضاى متحركه شود و تجذب و ارخاى او بواسطه تشنج عضله و استرخاى او تحريك آن اعضا كند . ششم رباطات كه اجسامىاند شبيه بعصب در مرأى و ملمس كه از عظام به جهت عضل پيوندند و وصل كنند ميان هر دو طرف استخوانهاى مفاصل و غير آن و فايده رباط در بدن ربط بعضى از اعضاست به بعضى ديگر تا محكم باشد . هفتم شريانات كه عروق ضوارب خوانند و آنها اجسامىاند نابت از قلب