شمس الدين محمد بن محمود آملي
118
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
محوف و رباطى الجوهر متحرك بحركات انبساطى و انقباضى از براى تروبح روح بنسيم و نفض بخار دخانى و در تجاويف ايشان روح بسيار است و خون اندك و منفعت شريان در بدن آنست كه قوت حيات را بواسطه روح حيوانى از قلب بساير اعضاى بدن رساند . هشتم عروق كه آن را آورده خوانند و آن اجسامىاند نابت از كبد شبيه بشريان و در ايشان خون بسيار بود و روح اندك و فايده ايشان در بدن آنست كه خون را از كبد بساير اعضا رسانند . نهم غشا و آن جسمى است منتسج از ليف عصبانى دقيق و او را حركت نباشد اما اندك حسى بود و منفعت او در بدن آنست كه بواسطه احاطه او بر عضو شكل او را نگاهدارد و نيز سبب تعلق بعضى از اعضا شود از بعضى ديگر . دهم لحم و آن جسمى است كه بدان خلل وضع اعضاى بسيط مملو گردد تا تركيب متين و مناسب باشد و لحم پنجقسم است عضلى و مفرد همچو لحم فخذين و غددى همچو انثيين و سمين و شحم ، يازدهم جلد و آن جسمى است عصبانى ذو حس و منفعت او در بدن آنست كه ساير اعضا وقايت ايشان باشد . دوازدهم شعر و آن جسمى است متولد از بخار دخانى كه منفصل شود از اخلاط و بعضى ازو مزين شخصست مطلقا همچو موى سر و بعضى مزين بعضى از اشخاص دون بعضى همچو لحيه و بعضى آنست كه از براى منفعت و زينت است هم چو مژهاى چشم و بعضى آنست كه درو منفعت است بدون زينت همچو موى جسد چه او بدن را از فضول پاك كند . سيزدهم ظفر و او جوهريست كه خارج شود از روس انامل و منفعت او آن استكه دعامت انامل شود و بر گرفتن چيزها و امساك آن معاونت كند اين جمله كه ذكر رفت اعضاى مفردند هر چند بعضى عضل و جلد و شعر و ظفر را از اعضاى مفرده نشمردهاند و اگر بتفاصيل اعضاى مركبه شروع رود بتطويل انجامد .