شمس الدين محمد بن محمود آملي
113
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
2 - اعتدال نوعى كه حاصل شود مر مزاج او را به نسبت به آنچه داخلست در او چنان كه فرض كنند كه يكى را از اشخاص او مزاج بر مركز عرض واقع شود 3 - اعتدال صنفى كه حاصل شود مر مزاج صنف او را به نسبت با آنچه خارج ازو باشد از اصناف كه آنصنف بدون اعتدال نتواند بود . 4 - اعتدال صنفى به نسبت با داخل چنان كه فرض كنند كه يكى را از اشخاص آنصنف مزاج او اعدل امزجه اشخاص آنصنف بوده . 5 - اعتدال شخصى كه حاصل شود مر شخصى را بقياس با غير او و وجود شخص بى اين اعتدال نتواند بود . 6 - اعتدال شخصى بقياس با داخل يعنى باحواليكه طارى شود مر بدن او را چنان كه فرض كنند كه او در حالتى از احوال بر احسن وجوه واقع باشد : 7 - اعتدال عضوى كه حاصل شود مر مزاج عضو را بقياس با ساير اعضاء و وجود عضو بى آن نتواند بود . 8 - اعتدال عضوى كه حاصل باشد بر مزاج عضوى را بقياس باحوالى كه طارى شود بر او و اعدل انواع حيوان انسان است چه اگر اعدل نبودى نفس ناطقه به دو تعلق نگرفتى و اعدل اصناف انسان سكان خط استوا است و اقليم رابع و اعدل اشخاص انسان شخصى است كه از اين اصناف باشد و اعدل اعضاى او جلد است و اعدل جلود جلد كف و اعدل آن جلد اصابع و اعدل جلد اصابع جلد انمله سبابه چه او حاكم است در تميز ميان كيفيات ملموسه و مقادير آن و حاكم بايد كه مايل به طرفى نباشد و چون اعتدال معلوم شد سوء مزاج كه مقابل اوست خروج باشد از اعتدال و آن هشت قسم شود : احر مما ينبغى و ابرد منه او ارطب منه او ايبس منه او احر و ارطب منه او احر و ايبس منه او ابرد و ارطب منه او ابرد و ايبس منه و هر يكى از اين ها يا مادى بود يا ساذج و حينئذ سوء مزاج شانزده قسم شود اما خلط عبارتست از جسم رطب سيال كه غذا به دو مستحيل شود اولا و خلط چهار نوع است ،