شمس الدين محمد بن محمود آملي
103
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
عمارت و بعضى موجب بسطى ضعيف و تهيج نفس چنان كه از آنجا حالتى مشبه به حزن و فتور و قبض حادث گردد مانند بزرك و رهاوى وزير افكند و زنگوله و حسينى اما بايد كه شعرى اختيار كنند كه معانى آن مناسب تاثير آن پرده بود تا سبب كمال تاثير گردد . اما شعبه نزد ارباب عمل بحسب مشهور نه است : دوگاه سه گاه چهار گاه پنجگاه زاول عراق مبرقع مايه شهناز . اما سلمك را صاحب ادوار گفته است كه او زنگوله است با آنكه او را از آوازها شمرده است و آوازها را پرده نشمرده و اين تناقض صريحست . باب پنجم در ايقاع و ادوار آن و كيفيت صوغ الحان مشتمل بر ده فصل : فصل اول در حد ايقاع و ازمنه ايقاعى : و اقسام آن قال صاحب الشرفيه الايقاع جماعة نقرات يتحللها ازمنة محدودة المقادير على نسب و اوضاع مخصوصه با دوار متساويات يدرك تساوى تلك الادوار به ميزان الطبع السليم المستقيم و برين حد نظر است به چند وجه : اول آنكه ايقاع به حقيقت فعل شخص است و نقرات مفعول و اطلاق فعل بر مفعول جز بمجاز درست نيايد و استعمال آن در حدود جايز نباشد و اگر چه ايمعنى كثير الوقوعست همچو تصديق بر علم مصدق به . دوم تقييد ازمنه بادوار از روى عكس مخل است چه بسيار باشد كه ايقاع بود بىدوار ماننه پيس رو سيم آنكه تقييد ادوار مساوى بادراك آن هم از جهت عكس مخل است چه لازم آيد كه اگر تساوى باشد و ادراك آن نكند ايقاع نبود يا به نسبت با عموم يا به نسبت با غير مدرك و بطلان اين ظاهر است . پس حد صحيح اينست كه فارابى گفته است و هو ان الايقاع و هو النقلة