شمس الدين محمد بن محمود آملي
5
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
مخصوص گردد كما اشار اليه بقوله عز من قائل : « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ » سيم آنكه خلوت اختيار كند و از جميع شواغل عزلت جسته در خانهء تاريك برياضت مشغول گردد ، جهت آنكه چون طرق حواس ظاهر بر خود ببندد طرق حواس باطن بر او گشاده گردد ، و اگر كسى طاغى گويد كه خلوت بر وجه مذكور بدعتست و بدعت عين ضلالت لقوله صلّى اللّه عليه و آله : شر الامور محدثاتها ، و كل بدعة ضلالة ، جواب آنست كه ، هر بدعتى كه مزاحم و منافى سنتى نباشد و متضمن مصلحتى بود آن مذموم نيست و اگر نه لازم آيد كه درس علوم مستنبطه ، همچو اقسام عربيت و اصول و غير آن هم مذموم باشد چه هيچيك از اينها در عهد رسالت نبود . چهارم آنكه پيوسته ساكت باشد الا از ذكر حقتعالى ، چه هر گاه زبان گويد دل ساكت باشد و چون زبان ساكت گردد دل ناطق شود . پنجم آنكه از مأكول و ملبوس كه در آن شبهه باشد همچو طعام أهل ظلم و فسق اجتناب نمايد . ششم آنكه در اكل و شرب اعتدال نگاهدارد لقوله تعالى : « وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا » تا تواند جهت تسخير قوى و نفى أهوا در تقليل آن كوشد و اگر به روزه باشد بهتر ، چه سالك چون با نفس و شيطان جهاد كند او را از سيرى كه واقع سهام وساوس شيطان گردد ناچار بود از اينجا است كه رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : الصّوم جنة . هفتم آنكه ترك خواب كند ؛ زيرا كه چون از خواب و استراحت باز ايستد قوى و اجزاى بدني او بسبب كلال و تعب ضعيف شوند و دل از حجب عارى گردد و به حق مشتاق گردد مگر كثرت ذكر او را چنان مشوش گرداند كه نداند چه ميگويد چه آن هنگام اگر لحظهء بخسبد يا بيارامد شايد قال اللّه تعالى : « كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » هشتم آنكه دوام ذكر با حضور دل بحيثيتى كه جملگى اعضاء بدن بدان