شمس الدين محمد بن محمود آملي

15

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و قال أيضا « وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى » و قال النبى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم العفو لا يزيد العبد إلا عزا فاعفوا يعزكم اللّه . خلق هفتم احسان ، و آن عبارتست از آنكه در مقابله بدى نيكى كند و سالك را تخلق بدين هر دو از لوازم احوال است ، چه حقيقت معنى توحيد كه سرمايه معامله اوست با حق سبحانه اقتضا آن كند كه خلق را در افعال روابط مشيت و قدرت حق داند و حينئذ مواخذه مناسب نباشد . خلق هشتم بشره و تازه روئى قال النبي صلّى اللّه عليه و إله : كل معروف صدقة و إن من المعروف أن تلقى أخاك بوجه طلق و أن تفرغ من دلوك في اناء اخيك ، و سالك را چون بسبب دوام اكتحال بصيرت او بمطالعه جمال ازلى و ملاحظه كمال لم يزلى همواره مدار فيض قدس بدل و جانش رسد هر آينه اثر آن در سيماى او ظاهر بود پيوسته بشاش و تازه‌رو باشد . خلق نهم نكاهت ، بنابر آنكه سالك چون اكثر اوقات خود را در عزيمت صرف وجد محض گذراند بايد كه گاه گاه از جهة ترويح قلب بر سبيل اغماض نفس را در مسارح رخص تسريح دهد تا بملاعبه و مزاح و نزول باطباع از ملال و كلال برهد أما بايد كه از جاده صدق انحراف ننمايد تا بغايله كذب مؤاخذه نگردد چه رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : أما أنى فأمزح و لا أقول إلا حقا ، و الفاظ موحش به كار ندارند و از غيبت و محاكاة هزل و هر چه بر سخافت عقل دلالت كند اجتناب واجب دارند . خلق دهم در تالف با مردم كه از جملهء أخلاق كريمه و أوصاف شريفه است و هر چند در نهاد مردم اينخلق تمامتر خير و سعادت درو بيشتر ، و در خبر است كه : المؤمن ألف مألوف و لا خير فيمن لا يألف و لا يؤلف ، و وحدت و عزلت كه محبوبست به نسبت با اشرار و لئام است ، أما صحبت با اخيار اشرف مطالب و أعز مآربست ، چه أهل خير و صلاح بواسطهء مخالطت و ممازجت نفوس و أرواح أوصاف كمال و خير از يكديگر اكتساب كنند و تأثير صحبت مردم بعضى در بعضى بمشاهده و معاينه از بيان مستغنى است ، و هر صحبت كه تخم آن محبت ذاتى بود ثمرهء آن