شمس الدين محمد بن محمود آملي

16

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

همه محض خير و خير محض و صلاح باشد ، و ظلم از آن دور بود ليكن اينمعنى در عزت بمثابه كبريت أحمر است ، و اگر ممكن بودى خلق عالم همه بدين صفت متصف گشتندى احتياج بتعديل معدلى نيفتادى ، و چون جامع ميان أهل محبت رابطه حق است محبت ايشان با يكديگر عين محبت الهى بود ، و استيناس ايشان با هم محض استيناس با حق ، بخلاف توددو تألف أهل فساد و شر با يكديگر ، چه جامع ميان ايشان رابطه طبع و هواست ، و نتيجه صحبت ايشان با يكديگر همه وحشت و عنا قال اللّه تعالى : « الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ » و صحبت و تألف سالك با جنس خود بايد كه به ظاهر و باطن بود ، و با غير جنس مجرد ظاهر . فصل ششم در مقامات سالك مقام اول توبه است بدانكه أساس جمله مقامات سالك و أصل همهء منازلات و معاملات قلبى و قالبى او توبه است ، قال اللّه تعالى : « وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » و أمير المؤمنين علي بن أبى طالب فرمود : العجب ممن يقنط و معه النجاة قيل : و ما هى ؟ قال : التوبة و الاستغفار . و معنى توبه شرعا رجوع است از معصيت بطاعات ، و حصول مقام توبه نصوح موقوفست بر تقديم سه حال ، و مقارنت چهار مقام ، و مداخلت پنج ركن . أما احوال سه گانه كه بر وى مقدمند يكى آنكه تيقظ است از خواب غفلت ؛ دوم زجر از اقامت بر ضلالت ، سيم هدايت . و أما مقامات چهار گانه يكى رؤيت عيوب أفعالست چنان كه به هيچ فعلى از افعال خود ننگرد بلكه آن را معيوب و ناتمام بيند ، دوم رعايت ظاهر و باطن خود از قصد مخالفت و ميل بدان چه همچنانكه معصيت ذنب ظاهر است تلذذ از تذكار آن بعد از ترك ذنب باطن است سيم محاسبه يعنى پيوسته معتقد و متفحص أحوال و افعال نفس باشد و هر آنچه از ملايم و غير ملايم ازو روز بروز و ساعت بساعت صادر مىشود