شمس الدين محمد بن محمود آملي

33

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

فن دويم در علم لغت كه آن معرفت مدلولات كلماتست مطلقا و كيفيت اوضاع آن بسم الله الرحمن الرحيم اختلاف در لغات و تنوع در السن هرچند نا محصور است اما آنچه غرض بيان و مقصود اهل زمانست لغت عربست چه قرآن و حديث كه احكام اسلام بر آن هر دو مبنى است عربى الدلالةاند ، و نيز لغت عرب در فصاحت و بلاغت بدرجه قصوى و در عذوبت و لطافت بذروه اعلى رسيده ، و در غرابت به حدى كه اكثر امتيازات ميان مفهومات متغايره بزيادت يا نقصان حركتى يا حرفى حاصل شود ، چنان كه در غيبت و خطاب و تذكير و تانيث و تثنيه و جمع و غير آن مشاهد است ، و عجب تر آنكه همه عدد حروف اين لغت همچو منازل قمر بيست و هشت است و چهارده از اين حروف عند الادغام مختفى شوند و چهارده نشوند همچو منازل قمر كه چهارده از آن فوق الارض باشد و چهارده تحت الارض ، و غايت آنچه كلمه ايشان بواسطه زيادت بدان منتهى شود همچو عدد سيارات هفت است و چون شرح لغات درين كتاب كما ينبغى صورت نبندد فائده چند در آن باب ياد كرده شود . فائده اولى در بيان واضع لغات و علماء را در اينمسئله چهار قولست : قول اول آنكه واضع جميع لغات آفريدگار است تعالى و تقدس و اين مذهب شيخ ابو الحسن اشعرى و اتباع اوست و اينمذهب را مذهب توقيف خوانند ، بنابر آنكه ايشان مى گويند حق تعالى الفاظ را بيافريد و به ازاى معانى وضع كرد و بندگان را بوحى بر آن واقف گردانيد ، يا خود اصوات و حروفرا در جسمى از اجسام بيافريد ، تا آدميان از او بشنيدند كه واضع اين الفاظ را بازاى اينمعانى وضع كرد ، يا علم ضرورى در يكى از آدميان يا بيشتر بيافريد تا ايشان بدانستند كه واضع هر لفظى را از براى كدام معنى وضع كرد ، و تمسك ايشان به چند وجه است : اول قوله تعالى و