شمس الدين محمد بن محمود آملي
23
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
است كه آدم پيش از وفات به صد سال چون از جهت هر گروهى از فرزندان لغتى تعيين مينمود صفايح بسيار همچو الواح از گل بساخت و مناسب هر لغتي خطى بيرون آورد و اصول لغت ايشان بر آنجا نوشت و آن را بپخت ، صفحهء كه بر او لغت عرب بود در طوفان نوح غرق شد و خط و لغت عرب در ميان قوم مطموس و مدروس بود تا بعهد اسماعيل عليه السّلام ، چون اسمعيل در مكه وطن ساخت و بكرامت رسالت مشرف گشت شبى بخوابديد كه در كوه ابو قبيس گنجى مدفونست ، چون روز شد برخاست و در اطراف آنكوه طوف ميكرد و در تفتيش گنج رنج ميبرد ، تا آن صفحه بيافت پس صفحه طويل و عريض بود نقشهاء غريب بر آنجا كرده در حيرت افتاد و گفت خداوندا مرا از سر اين آگاه كن كه حقتعالى جبرئيل عليه السّلام را به دو فرستاد تا او را از آن خبر داد و بر خط و لغت عرب واقف گردانيد . و از عبد اللّه عباس ( رض ) روايتست كه اول كسى كه وضع لغت و خط عربى كرد خود اسمعيل بود . و از كلبى نقل است كه خط را سه شخص وضع كردند يكى مرامر بن مره دوم اسلم بن سدرة سوم عامر بن جدره مرامر وضع صورت حروف كرد و اسلم فصل و وصل آن را تعيين كرد و عامر معجم گردانيد و بعضى گفتهاند خط عرب را قومى از طسم وضع كردند و ايشان در عهد شيث على نبينا عليه السّلام ملوك مدين بودند و مهتران ايشانرا ابجد هوز حطى كلمن سعفص قرشت نام بود ، اول اسامى مهتران خود را تصوير كرد و بعد از آن جهت حروفى كه زياده از آن يافتند دو تركيب ديگر ساختند يكى ثخذ دوم ضظغ و آن را روادف نام نهادند . و ابو جعفر طبرى از زيد بن ارقم و ضحاك روايت كرده كه ابوجاد هوز حطى كلمن سعفص قراشات اسامى آن شش روزى است كه حق تعالى آسمان و زمين را در آن روزها آفريد و از اينجا سر ابتداء تعليم به ابوجاد معلوم مىشود . و از جميع خطوطى كه مشهورند همچو عربى و يونانى و ايغرى و هندى و خطائى خط عرب لطيفتر و شيرينتر است چه تزيين و تبيين آن معين و تنقيح و تحسين آن مبرهن است . و در ايام ما تقدم خط مشهور ميان عرب خط معقلى ( اعمليقى خ ) بود و بعد از آن خط