شمس الدين محمد بن محمود آملي

مقدمه 17

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

تشيع نيست چون تفسير اولو الامر بائمه موافق حديثى است و علماى شيعه همه احاديثى كه در تفسير آيات قرآن وارد است صحيح نميدانند . خواننده از مطاوى آنچه گذشت وضع كشور ايران را بعهد مؤلف دريافت . نبوغ وى در زمانى بود كه مردم ايران تازه از سلطه مشركان مغول بيرون آمده و استقلال سياسى يافتند . غازان خان مسلمان شد و قهرا او و مملكتش بسبب اسلام وى از امپراطورى مغول جدا شدند و بازماندگان دورهء سابق پس از پنجاه سال نا اميدى و ضعف زندگى از سر گرفتند و به تمدّن و علوم گذشته وجود ضعيفى بخشيدند اما هنوز مقام پيشين را نيافته و پس از آن هم بدان نرسيدند . ابواب البر سلطان موجب ترميم خرابى اوقاف و مدارس سابق گشت و آن املاكى بود كه سلطان محمّد خدابنده وقف بر مدرسه و جامع و دار الشفا و خانقاه كرده بود و سالى صد تومان زر عايد داشت يعني ( يك مليون دينار ) ، سلطان مذهب تشيع گرفته و شعار آن را بر طبق دستور علامه حلى و علماى آن عهد بر اعتدال و ادب قرار داد مطلقا سب خلفا و صحابه نميكردند و علماى اهل سنت را نراندند و با سائر مذاهب اسلام چنان رفتار كردند كه مقتضاى فقه و شرع است ، معاشرت بعدل و تساوى كردند آن‌ها در اعمال مذهب و تدريس آزاد بودند و در مدارس بلاد هم فقهاى شيعي موظف بودند و هم فقهاى شافعى و حنفى . از اين جهت امير چوپان و ساير امرا و وزراى اهل سنت كه راضى بآزادى خود و شيعه با هم نبودند اخلال بسيار كردند تا پس از وفات اولجايتو فرزندش ابو سعيد مذهب اهل سنت را رسمى كرد و نام ائمه عليهم السلام را از خطبه و سكه بيفكند . در آن عهد با آنكه استقلال سياسى يافتند هنوز آثار استعمار مشركين از ميان نرفته و نشاني از ذلت عهد مغول در مردم هويدا بود چون مغولان تازه مسلمان عادات قديم را كلا ترك نكرده بودند چنان كه ابن بطوطه گويد هنوز زنان امرا بىحجاب ميگشتند و از كتب ديگر معلوم مىشود كه اشراف لباس بسبك مغولان