جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
52
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
است و جور و ظلم ضد عدل و عدالت است . پس در هر شخصى كه عدل و عدالت ، محقق شد بايد كه كفر و شرك كه ظلم است در آن نباشد زيرا كه اجتماع ضدّين محال مىباشد و نظير آن حديث ، مخبر نمودن جبرئيل است ، حضرت آدم عليه السّلام را در اختيار كردن عقل يا حيا يا ايمان را ، و اختيار كردن او عقل را و گفتن جبرئيل به حيا و ايمان كه برويد و جواب دادن آنها به آنكه ما مأمور مىباشيم كه هر كجا كه عقل باشد ما با آن باشيم . « 1 » وجه دوم : آنكه در هركس كه صفت عدل ، محقق شد و صفت كفر و شرك در آن اولا نيز محقق باشد . پس بالاخره به حكم عدم اجتماع ضدين و غلبه حسنات بر سيئات ، صفت كفر و شرك او از لوح نفس و عقيدهء او زايل خواهد گرديد . نظير كسى كه در او سخاوت باشد و كافر نيز باشد . پس بالاخره به بركت سخاوت ، كفر از او زايل و ايمان در او حاصل مىشود . وجه سوّم : آنكه در هركس كه صفت و ملكه عدالت باشد و كفر و شرك او محقق ، و ليكن از روى جهالت باشد نه از روى عناد و ضلالت . پس به حكم إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ « 2 » اين نوع از عدالت محققه ، محو و رفع اثر اين نوع از كفر و جهالت از ديوان اعمال اين كس مىنمايد هرچند كه محو آن از لوح نفس و عقيدهء او نشده باشد . وجه چهارم : آنكه در هركس كه صفت عدالت باشد و كفر و شرك او محقق و ليكن در عمل فروع و معاصى جوارحيّه باشد نه در اصول و عقايد نفسانيه ، هرآينه به حكم غالب و مغلوب و محو و اثبات ، عقيده و ملكه اصوليّه ، غالب بر اعمال فروعيه جوارحيّه است و حسنات او ، محو سيئات فروعيه مىنمايد . چنان كه سيئات او ، احباط حسنات فروعيه مىنمايد و آيات و احاديث در اين مرحله احباط و اذهاب بسيار و متواتر است . وجه پنجم : آنكه در هركس كه ملكه عدالت باشد ؛ هرآينه وجود آن كاشف مىباشد بر
--> ( 1 ) . بحار ، ج 1 ، ص 86 / 8 ( 2 ) . هود : 114