جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

53

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

آنكه ، آن شخص سعيد الذّات است و كفر و شرك او عارضى و از باب خلطهء طينت عليّينه او باطنيت سجينيه است و در روز تميز به فرمودهء لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ « 1 » كفر و شرك را با جزء طينت سجينيه كه كفر و شرك از آن ناشى شده است ، از او جدا مىنمايند و به صاحب و اهل آن مىدهند و آن عليّين محض و بدون كفر و شرك مىشود و مضاعف بر آيه مذكوره ، آيات و احاديث نيز در اين باب نيز بسيار و متواتر است و اين مختصر گنجايش ذكر آنها را ندارد . و بر يكى از اين پنج وجه معانى احاديث ديگر كه نظير اين حديث عدالت و كفر است بايد كه دانسته شود مثل حديث « الصلاة عمود الدين » « 2 » و حديث « حبّ علىّ حسنة لا تضر معه سيئة » « 3 » و حديث « الايمان طاعة لا تضر معه سيئة » و حديث « السخى لا يدخل النار و لو كان كافر » « 4 » و حديث « من اطاع عليّا ادخله الجنة و لو عصى » « 5 » و امثال اينها . و بدانكه آيات و احاديثى كه دلالت دارد بر آنكه با وجود عدالت در اين كس ، كفر ضرر به او نمىرساند از آن جمله فرمودهء خداوند كه وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ « 6 » يعنى عدالت نمائيد در امور ، به درستى كه خداوند دوست مىدارد عدالت‌كنندگان را ، و با وجود محبوب بودن عادل در نزد خداوند ، بردن او را به جهنم ممتنع مىباشد هرچند كه كافر باشد و از آن جمله فرموده است كه وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ « 7 » بنابر آن‌كه معنى ظلم ، شرك و كفر و معنى اصلاح ، عدالت نمودن باشد . و از آن جمله فخر نمودن جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به تولد خود در زمان كسرى انوشيروان ،

--> ( 1 ) . انفال : 37 ( 2 ) . بحار ، ج 79 : 218 / 36 ، باب 1 ( 3 ) . بحار ، ج 39 : ص 248 / 10 ، باب 87 و ارشاد القلوب : 334 و منهاج الكرامة ، علامه حلى : 41 ( 4 ) . تحف العقول : 390 ( 5 ) . ارشاد القلوب : 257 ( 6 ) . حجرات : 9 ( 7 ) . هود : 119