جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

51

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

هويدا مىشود و چنان كه قالب و بدن انسان كه يكى از مخلوقات صوريه ظاهريه ارضيه است بقاء ، ثبات ، صحت و حيات آن به صفت عدل و اعتدال طبايع و صفاء مزاج اوست و بدون آن وجود و ثبات نمىگيرد و زندگى ندارد . همچنين صفات نفسانيه و اخلاق حسنه باطنيّه انسانيه او بقاء و ثبات و زندگى و حيات آنها به اعتدال آنها و دورى از افراط و تفريط مىباشد و همين اعتدال در صفات و هيأت نفسانيه معنى عدل و عدالت اوست چنان كه سابقا دانسته شد . و از اينجا معنى حديث « المؤمن حىّ فى الدارين و الكافر ميت فى الدارين » « 1 » را مىفهمى . پس صحت و بقاء تمام صفات و اعمال انسان به صحت و بقاء عدل او خواهد بود و مثل حديث « الصلاة عمود الدّين متى قبلت قبلت ما سواها و متى ردّت ردّ ما سواها » « 2 » جايز و صحيح است كه بگويى صفت عدل ، عمود ساير صفات و كردار است و هر وقت كه آن صحيح و مقبول گرديد ؛ ساير صفات و كردار ديگر صحيح و مقبول مىگردد و هر وقت كه ناقص و مردود گرديد ، ساير صفات و كردار ديگر مردود و غير مقبول مىگردد . و الحال معلوم مىشود كه آنچه از فحاوى احاديث ، مستفاد شده و مشهور بين الناس است كه شخص عادل ، هرچند كه كافر باشد اهل سعادت خواهد بود و به بهشت خواهد رفت و داخل در جهنم نخواهد شد معنى و مطلبى است كه صحيح است و ليكن معنى آن بر يكى از پنج وجه خواهد بود . وجه اول : آنكه هر كجا كه صفت عدل و عدالت باشد و كفر و شرك او معلوم نباشد ؛ هر آينه وجود صفت عدالت ، كاشف مىگردد بر اينكه كفر و شرك در اينجا و در آن كس نمىباشد و آن كس در واقع و نفس الامر مؤمن و موحّد مىباشد . چونكه كفر و شرك ، به فرموده خداوند كه إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ « 3 » از جمله اظهر افراد جور و ظلم

--> ( 1 ) . معانى الاخبار ، ج 29 : 10 ( 2 ) . بحار ، ج 10 : 394 ، باب 25 و ج 80 : 20 / 37 ، باب 6 ( با تفاوت اندكى در عبارت ) ( 3 ) . لقمان : 13