جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

232

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

هيچ چيز كفّاره آنها نمىگردد مگر همّ به طلب معيشت . و روايت شده است آنكه ، حضرت داود على نبيّنا و عليه السلام ، درخواست نمود از خداوند جلّ و علا كه مىخواهم آنكه ، همنشين خود را در بهشت ببينم . خداوند فرمود كه فردا از شهر بيرون برو و اول كسى كه به تو برخورد ، همان هم‌نشين تو در بهشت خواهد بود و چون آن حضرت بيرون رفت مردى را ديد كه پشتهء هيزم بر پشت دارد و مىآيد . حضرت بر او سلام كرد و گفت به او كه چه عمل كرده‌اى كه به سبب آن مرتبه مرافقت انبياء و مجالست ايشان را در بهشت به هم رسانيده‌اى ؟ گفت ؛ عمل من اين است كه هر روزه ، يك پشتهء هيزم مىآورم و به يك درهم مىفروشم و دو دانگ آن در نفقه مادر پير خود و دو دانگ بر عيال خود و دو دانگ ديگر بر درويشان و محتاجان صرف مىنمايم . پس آن حضرت گفت ؛ حق است كه رفيق انبياء باشى . بعد از آن فرمود كه بيا و در نزد من باش و هر روز يك درهم به تو مىدهم تا چنان كه در بهشت رفيق من خواهى بود ، در اينجا نيز رفيق من مىباش . آن مرد گفت كه رفاقت تو را در بهشت به سبب همين رنج و كسب و هيزم‌كشى دارم و يافته‌ام و چون دست از آن بردارم ديگر آن مرتبه را ندارم پس به همين منوال كسب مىكنم و خدمت خداى و بندگان خداى مىنمايم و تا اجل در رسد مرا در اين كار مىبايد . به رنج اندراست اى خردمند گنج * نيابد كسى گنج نابرده رنج