جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

233

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

تمهيد دوم [ مهمانخانه بودن دنيا ] بدانكه دار دنيا ، به منزله مهمان خانه‌اى است و خداوند تبارك و تعالى ، مالك الملك و صاحب خانه است و خلايق و بندگان ، همگى در اين مهمانخانه به منزله مهمانند و بعضى از آنها مثل انبيا و اولياء به نيابت و خلافت خداوند ، ناظر و مهمان‌دار مىباشند و از اينجاست كه فرمودند « سيد القوم خادمهم » « 1 » و باقى بندگان ديگر ، دو نوعند . بعضى از آنها خادم و بعضى ديگر مخدومند و صاحب خانه ، هريك از اين دو نوع را به مهمان‌دار سپرده است تا هريك را در مقام خود ، بر كارى كه لايق آنهاست وا دارد و مدد ، معاونت ، دلالت و ارشاد بفرمايد و مخدومان را به شغل فراغت ، بندگى ، تملّق ، شكر ، حمد و ثناى صاحب‌خانه ، تمتع به مناجات ، انبساط و فيض حضور او ، و خادمان را به خدمت‌گزارى آنها وا دارد تا اينكه فراغت و جمعيت خاطر از براى آنها حاصل شود و در اطاعت و بندگى و حمد و ثنا و ادراك فيض حضور ، خدمت خداوند مشغول باشند . پس بعضى عمله اين مهمانخانه و بعضى طلبه‌اند كه اگر همگى طلبه باشند و خدمت خود را نيز بنمايند هر آينه به واسطه خدمت از فراغت و طلب باز خواهند ماند چون‌كه طلب ، كار فارغان است چنان كه آيهء فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ « 2 » اشاره به آن است . در عشق تو بر خواسته‌ام از همه كار * كاين كار كسى نيست كه كارى دارد امّا مخدومان از بندگان در اين مهمان خانه ، پس آنانند كه اوّل الامر و به حسب

--> ( 1 ) . مكارم الاخلاق : 251 ( 2 ) . انشراح : 7