جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
196
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
فرموده فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ « 1 » را فراموش نكند . چهارم : شكر است . يعنى قانع و راضى شدن به عطاء خداوند و مال و نعمت را از او ديدن و صرف نمودن آن را در مواقعى كه خداى فرموده و قرار داده است و فرموده كه فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ « 2 » . پنجم : تواضع است و تواضع ، خودشناسى و فروتنى است و اينكه بداند كه اصل و اوّل او تراب و قطرهء منى بوده و آنچه بر او افزوده است از قوت ، شوكت ، مال ، دولت ، عقل ، كياست ، علم و معرفت ، همگى از فضل و رحمت و نعمت خداوند است و نبايد كه به آن تفاخر ، تكبر و ترفع بر بندگان نمايد و چنان كه در حديث است كه تواضع ، نيكو خصلتى است و از غنى و مالدار نيكوتر است و خداوند فرموده است كه وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً « 3 » . ششم : سخاوت است و حقيقت سخاوت ، بذل كردن مال است به خود و به غير خود و مالدار بايد كه مال خود را حبس نكند و از خود و عيال خود و همسايه و مستحقان و صاحبان حاجت اقارب و اولوا الارحام دريغ ندارد و در حقيقت بداند كه آنچه را به غير داده است ، نيز به خود داده است چنان كه فرموده است كه إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ « 4 » . منه مال فراوان كان ترا نيست * تو را گردد چون در دادن شتابى اگر خواهى بنه تا بازيابند * و گر خواهى بده تا بازيابى و در حديث است كه سخاوت درختى است در بهشت و هركس به يك شاخهء آن تعلق گرفت ، داخل بهشت مىگردد . هفتم : فراغت است . يعنى مال دنيا را از براى حصول فراغت و رفع موانع از سبيل اللّه و راه آخرت خود داند و استعمال كند تا فارغ البال گردد و مشغول به خداى و به ذكر و به
--> ( 1 ) . شعراء : 77 ( 2 ) . نحل : 114 ( 3 ) . فرقان : 63 ( 4 ) . اسراء : 7