جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
197
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
طاعت او به تعمير آخرت خود باشد نه اينكه آن را بر موانع و حجابهاى ديگر بيفزايد و مشغول به آن و تعمير دنيا گردد و خداوند فرموده است كه رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ « 1 » و لا اقل اگر كه خود را به آن فارغ البال نگرداند صرف آن را به اشخاصى كه به واسطه آن فارغ البال مىگردند بنمايد تا لا اقل به واسطه « من احب قوما كان ان يكون منهم » از جمله محبّان ، فارغبالها بگردد به مضمون « يحشر اللّه كل قوم مع ما يحبّ » « 2 » در قيامت با ايشان محشور گردد . هشتم : تقوى است . يعنى در تحصيل و حفظ و خرج و انفاق ، مال ، اجتناب از محرمات و شبهات نمايد و به سبب آن امر ، حرام و شبهه را يا ترك واجبى از واجبات را مرتكب نشود و از ريا ، سمعه ، مكر و حيله خود را دور دارد و خداوند فرموده است كه إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ « 3 » . نهم : قوام و اعتدال است چنان كه خداوند فرموده كه وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً « 4 » . يعنى در خرج نمودن و انفاق مال بر خود و بر ديگران اسراف نكند و در آنچه در آن صلاح بدن ، نفس و دين باشد بازنگيرد و ميانه روى و حدّ اقتصاد را كه « خير الامور اوسطها » « 5 » اشاره به آن نيز شده است ، نگاهدارد . دهم : تسليم و رضاست كه باب اللّه الاعظم مىباشد و مراد ، آن است كه در تحصيل و صرف و انفاق مال ، خصلت تسليم را مراعات كند و مال را از خود نداند و از خداى داند و خود را خليفه و وكيل در تحصيل و در انفاق داند و خلق را بندگان و حواله كردههاى خداوند پندارد و از راه رضا و تسليم به فرموده خداوند به مصالح ايشان قيام نمايد و به چشم حقارت به احدى و به چشم بزرگى و اختيار و مالدارى به خود ننگرد و منت بر
--> ( 1 ) . نور : 37 ( 2 ) . ثواب الاعمال : 281 - 282 ( 3 ) . حجرات : 13 ( 4 ) . فرقان : 67 ( 5 ) . بحار 48 : 154 / 26 باب 40 و 176 باب 41 تاريخ امام موسى بن جعفر عليه السّلام