جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
171
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
احاديث ، آيات و سيرت علما مىباشد و بر جاده شريعت است و خلق را به وعظ ، نصيحت و حكمت به سوى خدا مىخواند و به شريعت ، دين ، تقوى ، ورع ، زهد در دنيا و رغبت در آخرت دلالت مىنمايد و ايشان را ايمن از عذاب و مأيوس از رحمت خداوند نمىگرداند و رخصت در معاصى نمىدهد و آنچه گويد ، حق گويد و لكن براى حق و به اخلاص نگويد بلكه دل او به طمع در خلق و به محبت دنيا و به جمع كردن مال آلوده و گرفتار است و دين را به دنيا مىفروشد و سابقا حديث اينكه عالمى كه محبّ دنيا باشد ، قطّاع الطريق بندگان مىباشد و نبايد كه او را واسطه هدايت قرار داد ، شنيدى و اين حديث نبوى را نيز بشنو كه فرموده است كه ؛ « علماء هذه الامّة رجلان فرجل اتاه اللّه علما فبذله للناس و لم يأخذ عليه طمعا و لم يشتر به ثمنا فذلك يصلّى عليه طير السماء و حينان الماء و دوّاب الارض و الكرام الكاتبون يقدّم على اللّه يوم القيمة سيدا شريفا حيت يرافق المرسلين و رجل اتاه اللّه علما فى الدنيا فضنّ به عن عباد اللّه و اخذ عليه طمعا و اشترى به ثمنا فهذا يعذّب حتى يفرغ اللّه من حساب الخلايق » « 1 » . يعنى آنكه علماى اين امت دو صنفند . يكى ، مردى است كه خداوند داده است به او علمى را و بذل نموده است او را براى مردمان و طمعى در بذل آن ندارد و نفروخته است او را به ثمن و به مال دنيا ، پس اين صنف صلوات مىفرستد بر او ، مرغهاى هوا و ماهيهاى دريا و جنبدههاى زمين و كرام الكاتبين و وارد مىگردد بر خداوند در روز قيامت در حالتى كه سيّد و شريف است . يعنى آقا و مكرم نموده شده است تا اينكه مرافقت مىنمايد با پيغمبران مرسل . و يكى ديگر مردى است كه خداوند داده است به او علمى را در دنيا ، و به اخلاص و بدون طمع به خلق و به بندگان بذل نمىكند بلكه در بذل آن طمع دارد و آن را به ثمن و به دنيا مىفروشد . پس اين صنف عذاب نموده مىشود تا وقتى كه فارغ بشود خداوند از حساب خلايق و آن وقت او را با اشقياى ديگر داخل در جهنم نمايد .
--> ( 1 ) . بحار 2 : 54 / 25 ب 11