جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
164
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
به آنها مداهنت مىنمايند و مدح و ثناى ايشان را به نفاق و به آنچه در ايشان نيست مىنمايند و به طمع فاسد ، امر معروف و نهى از منكر را ترك مىكنند بلكه زياده اعانت ظلمه را مىنمايند . شايد كه به اين وسيلهها ، مال حرامى چند را به چنگ آرند يا آنكه رشوتى بدهند و منصبى را بگيرند و چونكه حبّ دنيا دارند پروا از كذب و افتراء بر خدا و رسول و از بدعت نداند و « حبّ الدنيا رأس كل خطيئة » « 1 » مىباشد و جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند ؛ « سيكثر علىّ الكذابة الا فمن كذب علىّ متعمدا فليتبؤه مقعده من النار » « 2 » . يعنى زود باشد كه بعد از من بسيار بشود دروغگوى بر من ، آگاه باشيد كه هركس دروغ بگويد بر من از روى عمد ، پس بايد و البته كه مهيّا بنمايد جاى خود را از آتش جهنّم . و فرمودند كه هر وقت كه ظاهر شد بدعت در امت من ، پس بايد كه ظاهر بنمايد عالم حقانى علم خود را و اگر كه ظاهر ننمايد پس بر او باد ، لعنت خداوند . « 3 » و از اين سبب است كه حقير اين سخنان را مىگويم و اين كلام را مىنويسم و هر كدام از آنها كه تسلّطى بر جعل كردن حديث ندارند ، زود كذب و افتراء بر علما مىبندند و در اكثر گفتههاى خود به جهت رواج آن مىگويند كه مسأله اجماعى است نعوذ باللّه من الشيطان الرّجيم ، و به شومى اين طايفه كه علماى مباحى و زاهدان مرائى مىباشند اعتقاد سلاطين ، امرا ، وزرا ، خواجگان ، بازرگانان و ساير خلق فاسد گرديده و قياس نمايند كه جملهء علما ، زهاد و مشايخ به همين سيرت به دو خصال مذموم ، موصوف مىباشند و به چشم حقارت به همه مىنگرند و به كلى روى از آنها مىگردانند و از فوايد و فيوضات و صحبت و خدمت ايشان ، محروم و از نور علم و پرتو هدايت ايشان مهجور و محجوب مىمانند و اين طايفه را هيچ حقّى ، احترامى ، تعظيم و تكريم بر خلق نمىباشد و ندارد و اعانت ايشان جايز نمىباشد بلكه اهانت و اذيت ايشان و بغض و عداوت با ايشان بر
--> ( 1 ) . كافى 2 : 130 - 131 / 11 ( 2 ) . كافى 1 : 62 / 1 و خصال : 255 / 131 ( 3 ) . محاسن : 231 / 176