جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

163

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

و از اينجاست كه جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است كه « اتّقوا كلّ منافق عليهم اللّسان يقول ما يعرف و يفعل ما ينكر » « 1 » . يعنى بپرهيزيد از هر منافقى كه عالم به زبان مىباشد نه به دل و مىگويد معروف و مىكند منكر را و جناب امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه ؛ « انّا نجد الرّجل يحدّث فلا يخطى بلام و لا واو و خطيبا مصّعقا و قلبه اشدّ ظلمة من اللّيل المظلم و نجد الرّجل لا يستطيع الكشف عمّا فى قلبه بلسانه و قلبه يزهر كما يزهر المصباح » . يعنى به درستى كه ما مىبينيم و مىيابيم مردى را كه روايت حديث مىنمايد و تكلّم مىكند و خطا نمىكند به يك حرف لام و واوى ، و خطيب و تكلم نماينده است در زبان ، در نهايت خوبى و دل او تاريكتر است از شب تاريك و مىيابيم مردى را كه استطاعت ندارد اظهار نمودن از آنچه در دل او مىباشد به زبان خودش و دل او نور و روشنايى مىدهد مثل روشنايى چراغ و اين طايفه‌اند كه آن حضرت عليه السّلام ايشان را با جاهل عابد و مقدس شريك نموده و آنها را قاصم الظهر خود و آفت در دين دانسته و فرموده كه « قصم ظهرى رجلان عالم متهتك و جاهل متنسك هذا يدعو الناس الى باطله بنسكه و ذاك يطرد الناس عن حقه بتهتكه » « 2 » . يعنى شكسته است پشت مرا و خراب نموده است دين را دو نفر ، يكى عالمى كه به زبان عالم است و هتك حرمت دين اللّه را مىنمايد و عمل به علم خود نمىكند و ديگرى ، جاهلى كه هيچ علم ندارد و عابد و مقدس مىباشد . آن يكى مىخواند مردمان را به جهل و به باطل خود به سبب عبادت و تقدس خود و آن يكى مىراند مردمان را از علم و حق خود به سبب فجور و تهتك و بىعلمى خود و اين طايفه‌اى است كه دنيا پرست و خلق‌پرست مىباشد و از حرص و طول املى كه دارند دين را به دنيا مىفروشند و پيوسته روى به خلق ، خصوصا روى به سلاطين و اميران و خواجگان به مذلت مىروند و به خوارى و مهانت ، ايشان را خدمت و رضاجوئى مىكنند و در فسق ، فجور و بواطل

--> ( 1 ) . كنز العرفان 10 : 271 / 29416 ( 2 ) . بحار 2 : 111 / 25 با تفاوت كمى