جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
118
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
عمل مىنمايد و زر و عقاب مثل آن ، جمله از براى ظالم اول كه مبتدع بوده است ؛ مىباشد . چنان كه در حديث نبوى و غير آن وارد شده است كه « من سنّ سنة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بها الى يوم القيمة و من سنّ سنة سيئة فله وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيمة » . « 1 » پس از باب عدل ، احسان و ايتاء ذى القربى ، همگى بر پادشاه لازم است كه اگر ظالمى قبل از او بدعتى گذارده و حيف و جورى بر رعيت نموده باخراج و بارگرانى بر موضعى وضع كرده كه فراخور آن نبوده باشد ؛ همگى را بر دارد و متروك سازد و نگويد و توهّم نكند كه من چنين يافتم و از قديم بوده است و وزر و و بال آنها بر كسى است كه اين بدعت را گذارده است . چونكه وزر و و بال را براى ديگر قرار دادن ، نه به اين نحو است كه از عامل دوم و سوم ساقط گردد ؛ بلكه براى هر عاملى ، وزر عمل خودش مىباشد . علاوه آنكه اگر عمل از جمله بدعت بوده است ؛ مثل همان وزرهاى عاملين در بعد نيز از براى او مىباشد . و همچنين بايد كه سلطان از باب حقّ ذى القربى هميشه تفحّص از احوال جميع اصناف رعايا را كه به منزله رمه و گلّه او مىباشند ؛ بنمايد و امير ايشان را به قوچهاى جنگى شاخدار و ظالمان بلا اعتبار وانگذارد از قبيل امرا ، اجناد ، اصحاب ديوان ، ارباب مناصب ، نوّاب ، گماشتگان حضرت حضور ، عمّال ، رؤسا ، قضات ، رنود و اوباش كه هر يك چون فرصت يابند به قدر قدرت خود اذيّت به ديگرى و به رعايا مىرسانند و در حديث نبوى است كه « ما من راع لا يحوط رعيّته بنصحه الّا اكبّه اللّه بمنخرة الى النار » . « 2 » يعنى نيست هيچ رعيتدارى كه نمىرساند به همه رعيت ، نصح ، خيرخواهى و توجه خود را مگر اينكه خداوند به روى مىاندازد او را به آتش جهنم .
--> ( 1 ) . بحار 2 : 24 : 75 ( 2 ) . انوار نعمانية 3 : 315 ، « من ولى من امور المسلمين شيئا ثم لم يعظمهم بنصحه كما يحوطه اهل بيته فليتبوا مقعده من النار . »