جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
113
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
تمهيد سوم [ مسؤوليت ملوك در برابر مردم ] و اما حالت سلطان با رعايا و مأمور بودن او به عدل ، احسان و اعطاء ذى القربى و منهى بودن او از فحشاء ، منكر و بغى . پس معنى عدل در اينجا آن است كه عطوفت و محبت قلبيه سلطان با تمامى رعيت به يكسان باشد و به هركدام به قدر قابليت و استحقاق ، عطوفت و مرحمت را داشته باشد . مثل عطوفت ، مرحمت و محبت پدر و مادر بالنسبه به اولاد متعدده و متكثره خود و اين عطوفت را در كردار ، گفتار ، جمع اموال ، حفظ نفوس و عرض و مال در ميان خود و آنها به كار برد و تفاوت در ما بين خود آنها و اولاد خود و اولاد آنها و مال خود و مال آنها و عرض خود و عرض آنها و نفس خود و نفوس آنها نگذارد . بلكه هر چيز از احوال آنها را اقدم و اهم همه چيز از احوال خود بداند و بدارد و در ما بين رعايا نيز تسويه و عدل را مراعات نمايد تا قوى بر ضعيف ستم نكند و محتشم و مالدار بر درويش و فقير بار ننهند و خود سلطان احدى را از رعايا بر ديگرى اقوى و زبردست و ديگرى را اضعف و زير دست نگرداند و خود را به جهت خير ايشان بخواهد و بداند . نه اينكه ايشان را به جهت خير خود بخواهد و دست تعدى و ظلم به ايشان دراز نكند و خود را و اقارب و تبعه خود را رنگين ، نازنين ، پوشيده ، سير ، مرفّه الاحوال و فارغ البال نگاه دارد . چنان كه در بيان معنى عدل و انصاف به همين ميزان وارد شده است كه « احب لغيرك ما